آنچه انسان را انسان می کند

آقای محمود ارجمندی نویسنده سایت » سلوک» در کامنتی در تیزبین نوشته بود:«سلام..
توي نت من شايد با كافر…سني يا… بحث كنم اما مطمئن باش با همجنس باز هيچ حرفي ندارم….
خيلي خودتون رو پست كرديد…
حق آدم اين نبود….
. مطمئن باشيد تو ايران خيلي مخالف داريد…عده اي كه حتي باورشون نميشه كه ما ايراني همجنسگرا داشته باشيم.
. اين حق انسان و مقامش نبود. «
 مطلب زیر به بهانه کامنت آقای ارجمندی  و یکی دو ایمیل رد و بدل شده بین ما نوشته شده است. البته آقای ارجمندی دو کامنت تیزبین در سایت خود را حذف کرده. بگذریم. 

بسیاری از انسانها با افکار و عقاید خود خو می گیرند یا بعبارتی  به باورهای خود معتاد می شوند.  کسان زیادی از برخورد و مصاحبت با افراد همفکر و هم عقیده لذت می برند. اما اگر  این کشش تا آنجا فرا روید که ما را به گریز، دوری گزینی و حتی نفرت از مصاحبت و معاشرت با دیگرانی که مثل ما نمی اندیشند و یا احساسی متفاوت از احساس ما دارند، بکشاند، آنوقت خصلت خوگیری به افکار خود، به تعصب فرا می روید،  فکر و اندیشه ای که تاب تحمل دیگران را از ما می گیرد، زندانی است که ما را در چارچوب قفس خود اسیر می سازد.هر انسانی نیازمند مراوده و معاشرت با کسانی است که مثل او نمی اندیشند و یا احساسی متفاوت از احساس او دارند، این گونه مراوده ها به خودشناسی و در نتیجه به احساس رضایت و خوشبختی  خود فرد منتهی می شوند. چرا که با دیدن تفاوتها در دیگران، خصوصیات  و حالات خود را  بهترمی شناسیم. تنها جانواران هستند که از ابد و ازل تا به امروز تنها به  مراوده و معاشرت با  » همنوعان» خود اکتفا کرده اند.  کلید  درک و فهم دیگران همانا گوش دادن به حرف ها و گفته های آنان است. دیگران زمانی صداقت گفتاری و کرداری با ما در پیش می گیرند که برخورد و رفتار ما خالی از پیش داوری و تعصب باشد. پیشداوری، تعصب و نفی در مواجه با دیگران بدین معنا است که ما ارزشی برای حرف های طرف مقابل قائل نیستیم، و بدون آنکه حق دفاع به طرف بدهیم، پیشاپیش او را محکوم کرده ایم. این یعنی تعصب خشک، یعنی خود را صاحب حقیقت کامل و مطلق دانستن. این شیوه مواجه با مخالفان ( از هر جهتی)، قبل از هرچیز امکان رشد خود فرد را را از اومی گیرد؛  او ناشناخته های زیادی دارد اما بر این باور است که  از راز همه چیز آگاه است و دانش او تنها معیار است. بدون شک چنین شخصی عدم درک شدن خود توسط دیگران را تجربه کرده و دلگیر شده اما در مواجه  با دیگرانی که مثل او نیستند، خود دچار عدم تحمل و درک می شود. دیگرانی که مثل ما نیستند لزومآ مخالف یا دشمن ما نیستند.تفاوتهای پوستی، نژادی، اندیشه ای، احساسی، جنسی  و مذهبی به کیفیت و ترقی جامعه می انجامند.  احترام به این تفاوتها و پاسداشت آنها، معیار تمدن و تعالی اندیشه ای جامعه و مردمانش می باشد. فرد و جامعه ای که تفاوتها را بر نمی تابد، قبل از هر چیز خود را محدود می کند و  از همه امکانات  نهفته در درون و پیرامون خود بهره نمی گیرد. با بهبود رفتار خود با دیگران، نه تنها زندگی و جهان را آنگونه که واقعآ هست می بینیم بلکه خود زندگی ما هم دچار تحول می شود. در غیر اینصورت چشمان خود را بر واقعیتها بسته و نقش های خیالی ذهن خود را  که از اعتیاد به اندیشه ای  محدود  نشخوار می کنند را با حقیقت و واقعیت زمینی اشتباهی می گیریم.

هر چیزی که در دیگران اسباب عصبانیت ما می شود، خود وسیله ای است برای کشف محدودیت های فکری و اندیشه ای ما  که راه  شناخت خویشتن خویش ما را هموار می کند. پس بخاطر شناخت خود هم که شده باید تفاوتها را ارج نهیم.هر کسی با کمترین زحمت و حوصله و بدون هیچگونه هزینه ای براحتی می تواند دیگرانی که مثل او نیستند را محکوم  و حکمی در باره آنها صادر نماید، می تواند با آنها » قهر» کند و گریزپای شود. اما معیار تشخص و خرد همانا مهار زدن بر باورهای خود در مواجه با دیگران است و تلاش برای گوش دادن و درک آنان، فارغ از درجه تفاوتهای بینشی و اعتقادی با آنان. خوش و بش کردن و احترام به  همفکران و هم احساسان ( خودی ها) هنر نیست، هنر احترام به دارندگان سلیقه ها، افکار و احساسات متفاوت  است. محکوم کردن به رهایی فکر و اندیشه نمی انجامد، بلکه خود محکوم کننده را هر چه بیشتر به عمق زندان باورهای خود فرو می برد.

افراد متعصب  که اسیر زندان ذهنی مخیله خود هستند، اغلب در مواجه با  تفاوتهای انسانی،  تعصب،  کم بینی و عدم توان خود در درک و تحمل دیگران را با این بهانه که » طرف آدم نیست» ، » ارزش ندارد»،» این دیگر بی اخلاقی است» و امثالهم می پوشانند و هرگز از خود نمی پرسند که چه چیزی من نوعی را از احترام  و درک دیگران باز می دارد، و یا، آیا اندیشه من،  انسان دیگری را از دست یابی به حقوق خود محروم می کند یا نه؟ چنین کسانی در برابر احساس رنج و حرمان انسانهای دیگر مسئولیتی بعهده نمی گیرند، در حالی که رنج و تنهایی دیگران که از بی حقوقی ناشی می شود، اغلب از تسلط اندیشه همین کسان بر جامعه نشآت می گیرد. هر وقت آروز می کنیم که  بتوانیم چیزی را در کسی عوض کنیم، باید به این هم فکر کنیم که آیا این آرزو ی عوض کردن دیگران، بیانگر و علامت بالینی این نیست که چیزی باید در تفکر، رفتار و قضاوت خود ما عوض شود؟ اگر هر کسی بپذیرد که او انسانی است خود ویژه با خصوصیات، احساسات و حال و احوالی خاص خود، آنوقت احترام به ویژه گی، حال و احوالات و خصوصیات دیگران آسان تر می شود. اگر هر کسی به تفاوت های خود با دیگران ارج نهد و این تفاوتها را بخشی از وجود انسانی خود بپذیرد، آنوقت درک و تحمل انسانهای دیگر با خود ویژه گی های متفاوت سهل و آسان می شود. هر آنکس که تاب تحمل دیگری را ندارد، نه خود را شناخته و نه تفاوت های خود را پذیرفته است.

اگر قبل از قضاوت در باره هر موضوعی،  زحمت کسب حداقل اطلاعات و دانش در باره موضوع را ( نه از زبان همفکران خود بلکه از زبان دیگران) بخود بدهیم، آنوقت قضاوت و برخورد بهتری خواهیم داشت.اعلام اینکه ما  این چیزها را می دانیم کافی نیست، گاهی لازم است دانش و آموزه های  ذهن خود را گردگیری کنیم.

 تحمل کردن مترادف درک کردن نیست اما از تعصب، گریز و نفرت از دیگران بهتر است. تحمل کردن دیگران یعنی غلبه بر ترس های درون خود از خصوصیات خود ویژه دیگرانی که مثل ما نیستند. در ابتدای تاریخ بشر، اگر دسته ای از انسانها به دسته ای دیگر بر می خوردند که  زبان، رنگ پوست یا لباس متفاوتی داشتند، جنگ و کشتار و در نتیجه پیروزی یکی بر دیگری حتمی بود. متعصبانی که امروز  علیرغم اینهمه پیشرفت در علم و دانش بشری، در برخورد با » غیر خودی» کماکان حقوقی برای او قائل نمی شوند و چه بسا خواهان کشتن و از بین بردن طرف شوند، دانسته یا نادانسته درس تاریخ را نیاموخته  و همچنان غیر متمدنانه با  دیگران برخورد می کنند. افراد متعصب همیشه به خود حق می دهند که با تندی، پرخاش و بی احترامی  نسبت به عقاید  و باورهای دیگران مواجه شوند اما اگر کسی  همان روش برخورد با اعتقادات و باورهای خودشان در پیش گیرد، داد و فغان بر می آورند که به مقدسات اشان توهین شده. زیاده خواهی صفت افراد متعصب است. زیاده خواهی زیوری نیست که افراد آراسته به دانش و سعه صدر، بگردن خود بیاویزند.یکی از کارکردهای مغز همانا زنده نگه داشتن فرد است. در مواجه با ناشناخته ها، مغز ما را به نوعی جهت و موضع گیری ( منفی) وا می دارد( تعادل منفی). این بدان علت است که مغز » ناشناخته ها» ( افراد با شکل و شمایل متفاوت، اندیشه و افکار نامآنوس، احساس و گرایش جنسی دیگر و…) را بعنوان یک نوع » خطر» دسته بندی می کند تا زمانی که عکس آن ثابت شود. پس در مواجه با » غیر خودی» اولین کار مفز  برانگیختن حس ترس  و مواجه در درون ماست. در هنگام غلبه ترس، ما کمتر مستعد برخورد عاقلانه و سنجیده هستیم و بیشتر به گاردگیری در برابر پدیده جدید متمایل می شویم. این مسئله تا حدود زیادی منفی نگری و خصومت ( بخصوص مذهبیون متعصب) نسبت به همجنسگرایی و حقوق انسانی/ شهروندی همجنسگرایان را توضیح می دهد. خوشبختانه مغز قدرت یادگیری دارد. پس با یادگیری احترام به تفاوتها در دیگران و پذیرش اینکه همه مثل ما نیستند و انسانها دارای رنگ، زبان، پوشش، گرایش جنسی، ملیت، مذهب و فرهنگ های متفاوت هستند، خود بخود بر حس ترس غلبه می کنیم و مغز یاد می گیرد که دیگر آن حس اولیه منفی در برابر ناشناخته ها را در ما برنیانگیزد.

از همان لحظه ای که ما به ارج گذاری تفاوتها رو می آوریم، » غیر خودی» های اولیه، انسانهایی جالب و توانا می شوند که از مصاحبت و معاشرت با آنها لذت می بریم وجهان پیرامون دیگر جهانی پر از دشمن و بدخواه جلوه نخواهد کرد و زندگی هر چه پر رنگ تر و دلپذیرتر می شود.

کسانی که همچنان به عداوت و کینه نسبت به » غیر خودی» ادامه می دهند، خواه ناخواه در خم همان کوچه اول گرفتار خواهند ماند، چه جهان ما بسرعت دگرگون می شود و هر چه توان تحمل و درک دیگران در ما بیشتر شود بهمان اندازه خود را با جهان سازگارتر و زندگی را بر خود آسان تر کرده ایم. بقولی آنچه انسان را انسان می کند همانا قدرت و توان درک و فهم جهان پیرامون خود است و پذیرش انواع تنوعات و تفاوتها.بله آقای ارجمندی، شما می توانید با  » همجنس باز» حرفی نداشته باشید، می توانید محکوم اشان کنید، در برابر حس بی هویتی و بی حقوقی اشان احساس مسئولیت نکنید، خودکشی های همجنسگرایان و درد و رنج آنها را نادیده بگیرید. در  فضای حاکم امروز جامعه اما هیچکدام از اینها نه هنر است و نه هزینه دارد. معیار خرد و انسانیت اما این است که در این وانفسا، بدفاع از حقوق هموطنانی برخیزیم که سنت های غلط اجتماعی/فرهنگی و قوانین حاکم آنها را به حاشیه رانده و نه تنها از نیرو و دانش آنها بهره نمی گیرد بلکه رنج و حرمانی مداوم بر آنها تحمیل می کنند. بله، همجنسگرایان را می گویم.

آدرس سایت محمود ارجمندی:

http://solouk.ir/

14 پاسخ to “آنچه انسان را انسان می کند”

  1. بیداد Says:

    عجب این ارجمندی اول از همه بخودش حق میده که از جانب همه ملت ایران حرف بزنه و اعلام کنه که ملت ایران با همجنسگراها مخالف است. مگه ما همجنسگراهای این کشور ایرانی نیستیم؟ اولآ اینو بگم که آقای ارجمندی فقط دور و بر خودش را می بینه و نمیدونه که دیگه دید جامعه نسبت به همجنسگرایی اون نگاه محکوم کننده قدیمی نیست و این هم از برکت فعالیت و آگاهی رسانی خود همجنسگرایان است. یک اجتماع خیلی اشتباهات مرتکب میشه نمونه اش اینکه حدود سی سال پیش برای رسیدن به حکومت اسلامی جان خود را فدا کردند و حالا پشیمانی از سر و کولشان می بارد و اگه ملت چیزی را قبول نداشته باشه همون حکمت و مذهب آقای ارجمندی هستش.
    این رو هم بذارین بگم که اگه بخش بزرگی از ملت ما هنوز همجنسگرایی را قبول نکرده نه به علت آگاهی است بلکه بخاطر ناآگاه ماندن آنها از مسائل است که نتیجه سانسور و حذف مخالفان توسط حکومت اسلامی است.
    همجنسگراها بدنبال زیاده خواهی نیستن بلکه این متعصبان مذهبی هستن که وقتی گروهی محروم از حقوق خودش حرف می زند مذهبیون داد و فغان می کنن که مذهب و فرهنگ ما را میخوان بر باد بدن ولی این مذهب و فرهنگ چیزی نیست جز فرهنگ و مذهب قشری دیکتاتور و اقلیت اما حاکم و زوردار.

  2. نگین Says:

    خیلی خوبه که کسانی پیدا میشن که در برابر فشارها و حملات متعصبیتن به همجنسگرایان و زنان و غیره بدفاع بر می خیزند و پوشالی بودن تفکرات آنها را عیان می کنند و نشان می دهند که مذهبیون آنی نیستند که خودشان ادعا می کنند.
    اما من نمی فهمم که چرا مذهبیون متعصب بخودشون حق می دهند که به همه بد بگن و اگه کسی مخالف حرف آنها چیزی بگوید دادشان بهوا می رود. البته تقصیر غیر مذهبیون هم هست چون همیشه تو حرفهای خود اعلام می کنن که به مذهب احترام می ذارن اما متعصبین مذهبی هیچوقت به عقاید مخالفان خود احترام قائل نمی شوند.
    میدونم بعضی از همجنسگراها که مسلمان هستن ممکنه از این حرف من ناراحت بشن و بگن اسلام این نیستش که متعصبین میگویند ولی شما را به خدایی که بهش اعتقاد دارین پس حداقل سکوت نکنین و در برابر برداشت های غلط متعصبین از احکام دین اتان بپا خیزید و با نام اسلام از همجنسگرایان و دیگر اقشار محروم حمایت کنید . پس چرا صدای اسلام مترقی ( اگر باشد) شنیده نمی شود؟؟ اگر اینها آبروی دین شما را می برند چرا کاری نمی کنید؟

  3. نظر Says:

    آخه این ارجمندی گویا خبر نداره که ایرانی هم میتونه همجنسگرا باشه؟ ظاهرآ اصلآ نمیدونه که چرا یک عده همجنسگرا میشن. با بحث های علمی پزشکی هم که در باره مسائل جنسی در این صد سال اخیر پیش آمده اشنا نیستن.به ایشان پیشنهاد میکنم که سری به این وبلاگ بزنن و لینک های همجنسگرایان ایرانی را ببینن و اگه چیزی دستگیرشون نشد میتونن مجلات همجنسگرایان را درخواست کنن مثل چراغ یا مجله ماها یا مجله دلکده. اگه کسی آدرس ایمیل اینها را داره اینجا بنویسه که فعلآ در دسترس خودم نیست و باید بگردم تا پیدا کنم. ولی عجالتآ ارجمندی میتونه این وبلاگ را ببینه بشرطی که به حکومت نگن اینها را فیلتر کنن.
    http://gql.blogfa.com/

  4. امیر Says:

    جای خوشحالی است که یه نفر پیدا شده و جلو مزخرفات یک عده وایستاده. فکر نکنین که امثال ارجمندی تو مملکت زیادن. سکوت اکثریت جامعه در اینها تشبه ایجاد کرده که همه موافق نظرشان هستند.

  5. وبلاگ راهبردی برای همجنسگرایان Says:

    وبلاگی با مجموعه مقالاتی برای گذر از شرایط سخت امروز. خواندن آن را به همه دوستان فعال و دلسوز پیشنهاد می کنم. اگه هم لینک بدن که چه بهتر.
    http://www.mahaarticles.blogspot.com/

  6. Hamid Parnian Says:

    خاصیت کلیشه ها همینه. نیاز به تفکر رو از آدم ها می گیره. و فکر نمی کنم هیچ انسان عادی ای (همون که تو به راستی حیوان نامیدی) بخواد به خودش زحمت شکستن این قالب ها و فراتر روفتن از این ها رو بده. کلیشه ها زمانی از بین می رن که فضای عمومی تغییر کنه. و همونطور که از نوشته ی قبلی ت یاد گرفتم این فضای عمومی زمانی تغییر می کنه و بهبود پیدا می کنه که با میراث ادبی و فرهنگی و هنری افراد به حاشیه رانده روبرو بشه. اگر گروهی بخواد دیده بشه فقط داد و جنجال راه انداختن کافی نیست؛ نیازمند اینه که برنامه های پیشرفت ش سازمان دهی بشه و آثار (بشرساخت های) هنری و ادبی هم داشته باشه تا دیده بشه. جامعه زمانی ما رو می بینه و می فهمه که از ما چیزی ببینه. نیم خوام بگم به سمت مشروعیت گرفتن از طرف اونها بریم و کاری کنیم که از اونها مشروعیت بگیریم، بلکه ما با تولید آثار خودمون رو پدیدار می کنیم و می کنیم توی چشم دیگرون. دقیقا همین کار خوبی که تو داری می کنی. خوش حالم که می تونم ازت یاد بگیرم.

  7. مازیار Says:

    با سلام به شما دوست عزیز

    می خواستم از طریق شما کمی با آقای ارجمندی عزیز گفتگو کنم و کمی از همجنسخواهی به ایشان بگویم آقای ارجمندی دوست عزیز
    یک همجنسخواه همان رفتارهای عادی دگرجنسخواه را دارد و تنها تفاوت ان فقط وفقط در گرایش و میل جنسی او می باشد . یک همجنسخواه مثل همه انسانهای دیگر دارای احساس و ادارک بوده و در تمامی زمینه های زندگی مانند دیگر انسانها حضور دارد . عشق را می شناسد – عاطفه را لمس می کند و خدا را ستایش می کند چراکه خالقش خدا است اما از نظر گرایش و ارتباط جنسی فقط به همجنس خود میل دارد و دلیلش نوع خلقتش است زیرا بنا بر حکمت الهی این گونه خلق شده است درست همان گونه که دگر جنس خواه در میل جنسی خود هیچ نقشی نداشته است همجنسخواه هم هیچ نقشی در میل جنسی خود نداشته و تقدیر و حکمت الهی او را به این گونه خلق نموده .
    مساله مهم این است که اصلیت هر انسانی روح ان است نه جسم آن . و یک همجنسخواه تمایلات و علایقش زاییده روح ان است نه زاییده جسم آن .

    تمام رفتارها و علایقش بر اساس روحی که از جانب خدای قادر و آفریننده به او عطا شده شکل می گیرد . و مهمتر این است که گرایش جنسی و میل جنسی اکتسابی و انتخابی نیست که ادعا کرد چرا یک همجنسخواه به این نوع میل جنسی علاقه دارد در صورتی که گرایش جنسی او غیر ارادی و غیر اکتسابی بوده و کاملا بر اساس نوع خلقت او دارای چنین گرایشی شده است که حتی قدرت تغییر گرایش جنسی خود را ندارد اگر این میل انتخابی بود که خیلی راحت وآسوده می شد گرایش جنسی را تغییر داد ولی به همان دلیل که گفتم گرایش جنسی ذاتی و بالفطره است . چگونه می توان روح یک انسان را تغییر داد ؟ روح با تمام ویژگیهای روانیش که فطرتا در کالبدی دمیده شده است چیزی نیست که با دارو و حرف و تکذیب تغییر کند .
    با توکل به پروردگار امید وارم که روزی مردم با هر گرایش و هر تفکری که دارند با تحقیق و مطالعه و درک این موضوع که هیچگاه از جانب شخص خود و دیدگاه خود حکم نکنند و بنده دیگر خدا را نهی نکنند رونه ای باشد برای شناخت دیگر مردمان تا با اگاهی از احوال اینان نوع تفکر و نگاهشان تغییر یابد و انان را همانگونه که خلق شده اند بپذیرند و به رسمیت بشناسند چرا که وقتی خود خداوند قادر و آفریننده بنده خویش را اینگونه خلق می کند بنده دیگرش چرا مخلوق خدا را انکار کند و به او با چشم دیگر و نگاهی خشم آلود بنگرد که بی تردید چنین تصور و برداشتی دور از انسانیت می باشد که کسی خود را برتر از دیگری بداند و این خود نشانه پستی تفکر است.

    آقای ارجمندی اگر شما همجنسخواهی را قبول ندارید اگر کمی عمیقتر فکر کنید بنابراین شما خالق همان همجنسخواه را زیر سوال برده اید . این سوال را از خود بپرسید چه کسی و چه قدرتی آفریننده همجنسخواه بوده است ؟ حالا چگونه و با چه تصوری مخلوق خدا را انکار می کنید و ابراز تاسف می کنید در حالیکه به جای این تاسف و انکار از همان نقطه آغاز خلقت همجنسخواه شروع کنید و به انتها برسید چرا که شما در برار خداوند نیز باید پاسخگو باشید که چرا بنده او را مورد نهی و تکذیب و توهین و از همه مهمتر برتر دانستن خود نسبت به بنده دیگر کرده اید

    به امید روز اتحاد دلها و روزی که همه ابنا بشر همدیگر را به رسمیت بشناسند و در کنار هم با آرامش زندگی کنند.

    خدایا تو را دوست دارم زیرا من را تو آفریدی مهم نیست من را با چه گرایشی آفریدی مهم این است که در کنار گرایشم به من قلب دادی به من احساس دادی به من عقل دادی به من قدرت تحمل رنجهایم را دادی . خدایا دوستت دارم و تو را می پرستم

  8. .منتشر شد Says:

    این مطلب در سایت فرهنگ گفتگو منتشر شد. آدرس مستقیم:
    http://www.iranglobal.info/emtyseite3.php?news-id=2105&nid=haupt

  9. وبلاگهای فارسی در ورد پرس Says:

    مطلب زیر در سایت مزیدی نوشته شده. جالب بود بخوانید. در ضمن برای علاقمندان به کامپیوتر مزیدی خیلی مفید هستش:

    عنوان مطلب و نوشته مزیدی:
    وبلاگهای فارسی در وردپرس
    آوریل 22nd, 2007 by mhmazidi
    هيچگاه در مورد انتخاب وردپرس دات كام صحبت نكردم تا شايد كاربران ساير سرويسها دلگير نشوند.من وردپرس را تحت تاثير نوشته‌های استادم ” روبو ” انتخاب كردم.درمورد دلايل اين انتخاب وی در پستهای فراوان ان را نوشته سعي مي‌كنم در اينده در مورد ان بنويسم.اما اكنون بدنبال چيز ديگری هستم.

    از روزی كه در وردپرس دات كام مي‌نوشتم احساس مي‌كردم كه فارسي نويسان اين سرويس بسيار محدودند و دوست داشتم تا انجايي كه مي‌توانم به گسترش ان در بين وبلاگ نويسان كمك كنم.اما امروز كه اتفاقی در وردپرس مشغول گشتن بودم با وبلاگهای فارسي زيادی رو به رو شدم.من در اينجا قصدم فقط معرفی “وردپرس دات كام” بعنوان يك سرويس قوی هست كه با اين كار هم اشنايي خوانندگان با ان بيشتر شود و هم اگر كسي خواست وبلاگی دائر كند تشويق شود.با مطالب منتشر شده در هركدام از وبلاگها كاری ندارم.شما مي توانيد با انها موافق يا مخالف باشيد.اين نوشته اولين قسمت از معرفی وبلاگهای فارسي در وردپرس دات كام است:

    -تهران 24 : در حقيقت يك فوتوبلاگ است.در ان عكسهایی از تهران گذاشته شده ‌اند.عكسها بسيار باكيفيت هستند.اگر انها را بر روی خود وردپرس هاست كند سريعا فضای وبلاگ تمام مي‌شود.طراحی قالب ان را دوست ندارم.

    -عكس : يك فوتوبلاگ ديگر با اين شعار كه “عكسهايي كه ممكنه برای اولين بار ببيندي.قالب زيبايي دارد و كيفيت عكسها خوب است.

    -وبلاگ مهندس : اينجا در حقيقت وبلاگ توسعه سايت مهندس است.برای گروه مربوطه ارزوی موفقيت دارم.اين روشی است كه بسياری از شركتهای تازه تاسيس وبی (بخصوص وب 2.0 ) از ان استفاده مي‌كنند.يكی از سرويسهای مورد علاقه انها وردپرس دات كام است.

    -مهندث : اين وبلاگ تنها چند روز است كه شروع به كار كرده.حيطه كار او هم موبايل است.بنظرم مطالب جالبی دارد.هرچند اميدوارم نوشتن در ان ادامه دار باشد.از طرفی نمي‌دانم عنوان وبلاگ چرا “ث” دارد.ايا اين كلمه معنی خاصی دارد؟

    -گوبين : عنوان وبلاگ از ادغام “بلندگو و ذره‌بين ” ايجاد شده است.نويسنده ان در كانادا زندگی مي‌كند و مطالب ان نيز سياسي است.قالب وبلاگ زيباست.من نمي دانم ايا اين قالب را مي‌توان براحتی بكار برد يا نه؟ تغيير قالب هرچند وقت يكبار بد نيست!

    -تورك دونياسی : حتی نمی‌دانم معنی عنوان وبلاگ چيست. اين وبلاگ تقريبا بصورت كامل به زبان تركی است.شخصا اعتقاد دارم كه بودن چنين وبلاگهايي مفيد است.ايجاد وبلاگهایی به زبان كردی و لری و… نيز مي تواند منجر به تقويت فرم نوشتاری اين زبانها شود.هرچند مخاطبين كمتری دارند اما كار بسيار باارزشي است

    -تيزبين : نويسنده اين وبلاگ يك ” هم–جنس–گرا ” هست.(ببخشيد كه اينگونه تايپ كردم.قصد بي‌احترامی ندارم.تنها به سبب جلوگيری از بلوكه شدن وبلاگم بدين شكل تايپ شد).مهم نيست چقدر با اين ديدگاهها موافق يا مخالف باشيم.مهم ان است كه فضای وب اين فرصت را داده است تا اين قسمت از اجتماع نيز نگرشهای خود را بيان كنندبد نيست بدون هيچگونه حب‌وبغض اين قبيل وبلاگها را بخوانيم تا لااقل بدانيم “حرف دل انها چيست؟ ” .تاكنون 42 مطلب نوشته است.تنها عيب اين وبلاگ اين است كه پستها بسيار طولانی هستند.اميدوارم نويسنده ان مطالبشان را برای محيط وبلاگ كوتاه كنند.

    -اقای دو-در : اين وبلاگ حول موضوع “فيل – تر — شكن ” است.جالب اينجاست كه تنها 17 پست نوشته و فقط 9 پست در مورد موضوع اصلي خود دارد اما با همين 9 پست امار وبلاگ را تا اين لحظه به 42000 رسانده است.در صورتی كه مثلا وبلاگ من با بيش از 300 پست هنوز 30000 تا است.بايد اعتراف كنم وسوسه شده‌ام چند پست در مورد موضوعات ممنوعه بنويسم: ليست هيل-شكن / چكونگی دسترسي به سايتهای پورنو / چگونه عكسهای فدايت شوم را ببينيم / چگونه ويديوهای بيا منو بخور دانلود كنيم و… مطمئنا در كمتر از چند روز كانتر وبلاگم خواهد سوخت!!!! اما حيف كه از يك آقای دكتر اين حركات بعيد است!!

    در مجموع خوشحالم كه سليقه‌های متفاوت وردپرس دات كام را بعنوان سرويس وبلاگ‌نويسي خود انتخاب كرده‌اند.سعی مي كنم در پستهای اينده نيز شما را بانمونه‌های ديگری اشنا كنم.اميدوارم اين سلسله پستها بتواند شما را تشويق كند كه به “وردپرس ” افتخار بدهيد و ان را برای يكبار هم كه شده تست كنيد.

    يك سوال از بزرگان وردپرس : هر روز در وبلاگها مي‌خوانيم كه فلان قالب وردپرس فارسي سازی شده است.از انجايي كه wordpress.com اجازه نصب پلاگين نمي‌دهد در نتيجه من و ديگر كاربان wordpress.ocm از انها محروم هستيم.شما چه پيشنهادی داريد برای اينكه اين قبيل قالبهای فارسي شده در دسترس كاربران فارسي wordpress.com نيز قرار گيرد؟لطفا راهنمايي كنيد.
    آدرس وبلاگ مزیدی:
    http://mhmazidi.wordpress.com/

  10. AlirezA Says:

    سلام
    قبل از هر چيز اگه لطف كنيد و خودتونو معرفي كنيد ممنون مي شم.
    در مورد نشريه هم بگم كه اين يه نشريه داخلي دانشجويي دانشكده خبره.
    با َآرزوي موفقيت

  11. هومن تهرانی Says:

    همیشه عده ای که سرخوردگی اجتماعی و خانوادگی دارند و دچار سرکوبگری جنسی شده اند اقلیت های جنسی را مورد توهین و تمسخر قرار میدهند و میخواهند با تمسخر یک گرایش کاملاً عادی خود را بر تر از دیگرا نشان دهند و این دسته از انسانها در زندگی کار ازدواج و جامعه با مشکل مواجه خواهند شد.

  12. alfo Says:

    گمان کنم شهریار کوچولو برای فرارش از مهاجرت پرنده‌های وحشی استفاده کرد.

  13. پسران سکوت Says:

    سلام ممنون که سر زدی
    امیدوارم دوستان خوبی براهم باشیم
    موفق باشی

  14. layout myspace tupac web Says:

    myspace music [url=http://picture.iega.info/sm.html#523980758]myspace music[/url] http://picture.iega.info/sm.html 1432190853

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: