گو میشیما، پیشقراول همواروتیک ژاپن

جنبش های همجنسگرایان همچون هر جنبش اجتماعی دیگر  نه تنها سازماندهی و تشکیلات بلکه هنر و ادبیات را هم در مبارزات خود بخدمت می گیرند و دایره خرده فرهنگ خود را گسترش می دهند.  هنر همواروتیک بدون شک تآثیر قابل ملاحظه ای در خلاصی همجنسگرایان از احساس ننگ و شرمی که فرهنگ اجتماعی  در طول تاریخ بر همجنسگرایان تحمیل کرده و می کند، داشته است و در مقابله با فشارهای اجتماعی به همجنسگرایان نیرو  و اعتماد می بخشد. 

 یکی از پیشقراوالان همواروتیک آسیا که معروفیت جهانی دارد،  گو میشیما، هنرمند ژاپنی است. گو میشیما در سال 1942 درست یکسال قبل از تولد دوست خود » یوکیو میشیما» (نویسنده معروف ژاپن) در یکی از نواحی توکیو زاده  شد. نام اصلی او سویوشو یوشیدا ( 1 ) است. بعد از پایان دبیرستان، در 18 سالگی وارد ارتش شد، جایی که اولین تماس های جنسی همجنسگرایانه را با همقطاران خود در سربازخانه ها تجربه می کند.

در سال 1945، بعد از شکست ژاپن در جنگ دوم جهانی از ارتش کناره می گیرد.  بعد از جنگ و شکست، در جامعه ژاپن فضایی برای فعالیت انواع گروه ها از جمله گروه های غیرقانونی فراهم می شود؛  فعالان حقوق همجنسگرایان به تکاپو می افتند و در شکل گیری خرده فرهنگ خود شروع به فعالیت می نمایند. درست در همین دوره است که مافیای ژاپن معروف به «یاکوزا» هم رشد می کند و در زندگی شبانه، بارها، محلات خودفروشی زنان، قاچاق و قمار قدرتی به هم می زند.   علیرغم فقر و خرابی ناشی از جنگ دوم جهانی و شکستی که نسیب ژاپن شد،  اما  زندگی گو میشیما  چندان نامساعد نمی شود چرا که توسط یکی از افسران آمریکایی  که دوست همجنسگرای او بود، مورد حمایت مالی قرار می گیرد. پس او همزمان با کناره گیری از ارتش، محافل و بارهای شبانه همجنسگرایان در توکیو را پاتوق خود می کند  و در خرده فرهنگ همجنسگرایان ژاپن که در این دوره رو به شکوفایی بود ، نقش فعالی بعهده می گیرد.  در همین زمان با اعضای مافیای ژاپن  در تماس واقع می شود و تحت تاثیر روش و استیل ظاهری اعضاء آن که با رفتار و برخوردهای «فوق مردانه» و خشن، چهره هایی بی حالت، موی سر کوتاه ( آرایشی معروف به کاکوگاری)، و خالکوبی بدنی زیاده از حد و تا حدودی اغراق آمیز ظاهر می شدند، واقع می شود، که در عکسها و تصاویر هنری که می کشد، منعکس میگردد.

در سال 1955 اولین تماس بین گو میشیما و یوکیو میشیما نویسنده معروف ژاپن  در یک باشگاه ورزشی پرورش بدنی اتفاق می افتد که به دوستی پایداری بین آنها می انجامد. بخصوص که سلیقه و علائق مشترکی با هم دارند؛ هر دو هنرمند، هر دو همجنسگرا، هر دو علاقمند به کاراته، شمشیربازی، بدن سازی، پرورش عضلات خود و ذائقه جنسی مشابه یعنی تمایل جنسی  به مردان پرعضله، تسمه ای، ستبر و قوی. یوکیو میشیما،دوست جدید خود گو میشیما را تشویق می کند که همواروتیک را وارد تصاویر و کارهای هنری خود بکند. گو میشیما از این پیشنهاد استقبال و آن با بکار می گیرد. او حتی به تصاویر آلت های جنسی مردانه رو می آورد که در آن زمان در ژاپن ممنوع بود. دوستی و صمیمیت این گو میشیما و یوکیو میشیما تا بدان حد بود که که گو  برای احترام به یوکیو ، نام خانوادگی میشیما را برای خود بر می گزیند و با اسم مستعار گو میشیما  معروف می شود. جالب اینکه  اسم » یوکیو میشیما» (2) که  معروفترین و مطرح ترین نویسنده ژاپنی بعد از جنگ است، خود یک نام مستعار است که نویسنده در 16 سالگی، گویا در احترام به نام شاعری قدیمی در ژاپن، برای خود انتخاب می کند. اسم اصلی یوکیو میشیما،  کیمیتاکه هیراوکو می باشد. 

در دهه پنجاه و شصت میلادی گو میشیما با کارهای هنری توم فنلادی (3) آشنا می شود و به نقاشیها و تصاویر او  علاقمند می گردد. گو میشیما و توم فنلاندی  از یک نسل هستند و کارهای هنری هر دو تآثیر شگرف مشابهی در شکل گیری یکی از ستون های خرده فرهنگ همجنسگرایی داشته اند.  در سال 1970 ( 1349) یوکیو میشیما به روش هیراکیری یا  هاراکیری ( رسم و شکلی از خودکشی آئینی سامورایی های قدیم) دست به خودکشی می زند. تحت تاثیر همین حرکت، گو میشیما، هاراکیری، شکنجه، درد و خشونت را وارد کارهای هنری خود می کند. در سال 1972 اولین مجله همجنسگرایان ژاپن با نام » بارازوکو» منتشر می شود.  مدت کوتاهی بعد از آن گو میشیما مسئولیت تصاویر و عکس های مجله را بعهده می گیرد ولی فقط در یک شماره با آنها همکاری می کند و در اعتراض به سیاست مجله در انتشار عکس ها و تصاویر » جوانان خوش روی بی خط و خال» خود را کنار می کشد تا در سال 1974 خود مجله جدیدی به اسم «سابو» برای همجنسگرایان منتشر سازد.

 » سابو» سبک و روش خاص خود را انتخاب می کند و تصاویر و عکس های آن همان ایده آلهای  گو و یوکیو میشیما هستند یعنی مردان و پسران همجنسگرای قوی هیکل، مودار، عضلانی، مردانه و ستبر که کمتر دچار موانع ذهنی هستند و تمایلات  همجنس خواهانه خود را بشکل قوی تری ابراز می دارند.

گو میشیما بعنوان یک هنرمند پیشقراول جنبش همجنسگرایان زبانزد محافل همجنسگرایی ژاپن، بخصوص در توکیو می شود. حالا او تابلوهای نقاشی و تصاویری که رسم می کند را به دوستان و اطرافیان خودهدیه و بخشی از آنها را بفروش می رساند.

در پنجم  ژانویه 1988 گو میشیما در اثر یک بیماری کبدی در توکیو در می گذرد. یکسال بعد اولین مجله همجنسگرایان ژاپن » بارازوکو»، همان مجله ای که گو میشیما فقط در یک شماره با آن همکاری کرده بود، یکی از شماره های خود را به زندگی مبارزاتی، کارهای هنری و تلاش های گو میشیما اختصاص می دهد و از زحمات و خدمات او بعنوان پیشقراول همواروتیک جنبش همجنسگرایان ژاپن و آسیا، تجلیل بعمل می آورد. معروفیت گو امروز جهانی است و به میلیونها همجنسگرا در سراسر دنیا که درگیر پذیرش گرایش جنسی خود هستند، نیرو و الهام می دهد.  گفته می شود که گو میشیما بزرگترین کلکسیون تصاویر و عکسهای همواروتیک ژاپن را در خانه خود گردآوری کرده بود که  تا همین امروز بعنوان گنجینه هنری جامعه همجنسگرایان ژاپن از آن نگه داری می شود.

 برای مطالعه در باره زندگی و آثار نویسندگان و هنرمندان همجنسگرا،  ژان کوکتو، آندره ژید، توماس مان، صادق هدایت، لودویک ویتگن اشتاین و گارسیا لورکا به این  وبلاگ فارسی زبان مراجعه کنید:

http://adabvahonar.blogspot.comTsuyoshi Yoshida(1)

(2)- یوکیو میشیما نویسنده نه چندان گمنامی در ایران است. هوشنگ حسامی کتاب » بانو آئویی» را از او ترجمه کرده و فرحناز حائری  کتاب » آوای امواج» او را.


  برای دیدن عکسها و تصاویری از گو میشیما می توان به این لینک مراجعه کرد:http://www.tomoffinlandfoundation.org/foundation/Tom-Of-Finland-Galleries/art-and-artists/Mishima/index.htm 

3- Tom of Finland http://www.tomoffinlandfoundation.org 

این هم آدرس گالری عکسهای توم: http://www.tomoffinlandfoundation.org/foundation/Exhibits/ToF_01_2006_06/index.html و برای دیدن موزه گالری همواروتیک جهان می توان به این آدرس مراجعه کرد:http://www.homoerotimuseum.net/wel.html

5 پاسخ to “گو میشیما، پیشقراول همواروتیک ژاپن”

  1. pesare32 Says:

    سلام .مطلب جالبی بود . تا حالا اسم گو میشیما رو هم نشنیده بودم .موفق باشی.

  2. مازیار Says:

    سلام دوست عزیز

    باید اعتراف کنم خیلی جالب بود بخصوص نگاه به آثار و زندگی نویسندگان معروف و برای من از همه شگفتر بودن صادق هدایت در این زمره بود .

  3. پوریا Says:

    دلم کاش با تو رفاقت نمی کرد
    به چشمان خوب تو عادت نمی کرد

    در این قریه مانند بعضی اهالی
    به یک نان خالی قناعت نمی کرد

    و یا لااقل مست آشوب چشمت
    دلم را بدین گونه غارت نمی کرد

    مرا در براهوت صحرای محشر
    چنین واله تا بی نهایت نمی کرد

    خداحافظ تو برای دل من
    مگر عشق غربت کفایت نمی کرد
    ******
    خیلی زیبا بود من که لذت بردم دستت درد نکنه
    مخصوصا این لینکها که محشر بودند
    امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشی
    زحماتت جای تقدیر است

  4. arjmandi Says:

    سلام..
    توي نت من شايد با كافر…سني يا… بحث كنم اما مطمئن باش با همجنس باز هيچ حرفي ندارم….
    خيلي خودتون رو پست كرديد…
    حق آدم اين نبود….
    .
    .
    . مطمئن باشيد تو ايران خيلي مخالف داريد…عده اي كه حتي باورشون نميشه كه ما ايراني همجنسگرا داشته باشيم
    .
    . اين حق انسان و مقامش نبود

  5. دختر لزبين Says:

    به به سلام دوست ارجمند و گرامي. عزيزم هر كسي از پنجره چمش خودش به دنيا نگاه مي كنه و ما مسئول نگاه ديگران نيستيم. ما هستيم و وجود داريم حال هر كسي با يك ديدي به ما نگاه مي كنه. ايراني هم يكيست مثل بقيه. موفق باشي.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: