هشتم مارس تیزبین یک زن خواهد بود

By tizbin

نقش ، جایگاه و حضور زنان از دوره ساسانی، آئین زرتشت، انقلاب مشروطه و دیگر تحولات تاریخی تا به امروز چشمگیر است.  جنبش زنان و فعالان آن در کنار همسران، فرزندان، همکاران و همکلاسیان مرد برای آزادی و صلح نقش فعالی ایفا کرده و می کنند. اما در عین حال قوانین تبعیض آمیز بهمراه فرهنگ و سننی که زن را کهتر و مرد را برتر می شمارند، باعث می شوند که هر زنی ( فارغ از سطح آگاهی خود) با عملکرد های مردسالارانه در خانه، رختخواب، خیابان، دانشگاه، کارخانه،  محل کار و…روبرو شده،  طعم تلخ تبعیض را بچشد و  به اشکال و روش های خاص خود به مقابله با آنها برخیزد ( حتی اگر مقابله ابتدایی و کم دردسر ساز هم که شده). .با توجه به اینکه زنان بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، می توان سطح، عمق و گسترده اعتراضات زنان ( به کهتر شماری خود) در سطوح مختلف جامعه در هر روز و ساعت و دقیقه را متصور شد. با این حساب جنبش زنان قدیمی ترین و وسیع ترین جنبش اجتماعی ماست.

ضمن اعلام همبستگی با فعالیت های زبانی، قلمی و عملی که بدون شک بمناسبت فرا رسیدن 8 مارس، روز جهانی زن،  برای بیان نابرابری  زنان و مردان و در اهمیت اصلاح و تغییر قوانین تبعیض آمیز گفته، نوشته و فریاد خواهد شد، ترجیح می دهم  از زاویه و نگاهی دیگر به جنبش زنان بپردازم. چرا که جنبش زنان در سالهای اخیر بلوغ زیادی از خود نشان داده و با بکارگیری کنش های دمکراتیک، غیر خشن و سنجیده، نه تنها حاکمیت بلکه  کل جامعه را غافلگیر کرده  و تحسین همگان را بر انگیخته است. صفت برجسته دیگر جنبش نوین زنان مستقل بودن آن است، با اینهمه، جنبش زنان در عین فعالیتها، فداکاری ها و دست آوردهای  خود، اما، از چند مسئله رنج می برد که غلبه بر آنها راه را برای پیشرفت بیشتر هموار می کند. هدف این نوشته نه خرده گیری به جنبش زنان  بلکه با هدف کمک به بهتر شدن آن، نوشته شده است.

درک واحد: تا حد امکان داشتن درک واحد از هدف جنبش مهم است چه درک مشترک افراد را به هم نزدیکتر می کند و تلاشها را مؤثرتر. اینطور به نظر می رسد که فعالان و رهبران جنبش زنان در به تصویر کشیدن  درک واحد و جا انداختن آن در ذهنیت زنان و مردان جامعه توفیق چندانی نداشته اند یا اینکه خود بر سر  رسیدن به درک  واحد مشکل داشته اند.

شبکه های گسترده:  به نظر می رسد که فعالان جنبش زنان به  ایجاد شبکه های گسترده نه تنها در مرکز بلکه در سراسر کشور و پیوند زدن آنها به هم واقف اند اما ( با  در نظر گرفتن مشکلات موجود)، چنین استنباط می شود که که فعالان جنبش زنان به این مهم توجه چندانی نکرده اند. موفقیت در این امر در تقویت جنبش زنان  و همینطور سازماندهی اعتراضات سراسری و گسترده تاثیر بسزایی دارد و آنوقت سرکوب و ایزوله کردن جنبش زنان هر چه مشکل تر می شود.

شرم زدایی از طلاق و جدایی:  با توجه به وضعیت اقتصادی زنان و بخصوص نگاه و برخورد جامعه با زنان مطلقه، بسیاری از زنان انواع خشونت های روانی / فیزیکی  و جنسی خانگی را تحمل کرده، دم بر نمی آورند. جنبش زنان تا بحال تنها بر اهمیت استقلال اقتصادی زنان تاکید کرده و از شرم زدایی از طلاق و جدایی چشم پوشی نموده. یافتن راه هایی برای غلبه بر این ضعف می تواند اعتبار به نفس زنان بسیاری را تقویت کرده آنها را به مقابله با خشونت بکشاند. البته شرم زدایی از طلاق و جدایی  ظرافت خاصی می طلبد چه اینکار میتواند حساسیت منفی بخشهایی از جامعه را ( علاوه بر حکومت) باعث شود اما این نباید مانع بی توجهی فعالان جنبش زنان به این مهم گردد.

ترس از تهمت ها: جنبش زنان نباید از شانتاژهای نیروهای  تندرو چپ و راست بترسد و از خوردن صفت لیبرال بودن یا همکاری با بعضی از نیروهای مذهبی واهمه داشته باشد. از یاد نباید برد که بسیاری از قوانین نابرابر فعلی با استناد به دین و مذهب تثبیت شده و به خورد جامعه داده شده اند. به همین دلیل جنبش زنان باید بخشی از نیروی خود را صرف کنش با  آندسته از روحانیان و خوش فکران مذهبی که قرائت های تازه و امروزی تری از قوانین دارند، صرف کند. همراهی مذهبیون خوش فکر حتی یک قدم هم که شده، باز در خدمت دست یابی به هدف است و در بی اعتباری بسیاری از قوانین در اذهان جامعه کمک می کنند.

غرور کاذب یا برداشت غلط از استقلال: اینطور احساس می شود که یا رهبران و فعالان جنبش زنان دچار نوعی غرور کاذب هستند یا برداشت نادرستی از استقلال دارند. استقلال جنبش زنان از قطب های قدرت و احزاب سیاسی (با توجه به تجارب گذشته) امری است قابل تحسین و یکی از نقاط قوت و بلوغ جنبش زنان است اما تجارب  جنبش های زنان در کشورهای دیگر بما می آموزند که پیوند با جنبش اجتماعی همسو در کشور و تقویت آنها، یکی از اهرم های مؤثر دست یابی به نفوذ اجتماعی و بسیج نیرو می باشد. مثلآ جنبش زنان آمریکا  در سالهای دور با جنبش ضد برده داری و جنبش سیاهپوستان، همجنسگرایان، کارگران و مخالفان جنگ پیوند خورد و دست آوردهایی را درو کرد. اما جنبش زنان ایران ظاهرآ مستقل بودن را منزه طلبی، دورگزینی و بی اعتنایی نسبت به جنبش های دیگر اجتماعی می داند. مثلآ جنبش زنان  تنها تا حدودی،  آن هم بعد از انتقاداتی که وارد شد،  بصورت کلیشه ای به مسئله زندانیان سیاسی و مبارزات کارگران توجه کرد در حالی که نسبت به جنبش همجنسگرایان که قوی ترین متحد جنبش زنان بر علیه مردسالاری است، همچنان سکوت آزار دهنده ای در پیش گرفته است. البته باید اذعان نمود که جنبش زنان ایرانی در خارج تا حدود زیادی به این مسئله توجه کرده و هر چند شرایط داخل می تواند بعنوان مانع عمده ای در راه حمایت فعالان زنان داخل کشور از همجنسگرایان  باشد ولی جنبش زنان برای غلبه بر موانع و مشکلات بوجود آمده نه برای احترام و یا مماشات نسبت به آنها. از طرف دیگر جنبش زنان  نمی تواند و نباید از توجه به جنبش نوپای همجنسگرایان ( هرچند ضعیف و پراکنده) بعنوان عرصه و میدانی  دیگر برای بسیج نیرو و چالش مردسالاری  غفلت کند. اینجاست که همجنسگرایان  با همه حمایتی هایی که به حق و بدرستی از جنبش برابری طلبی زنان بعمل می آورند اما از بی توجهی جنبش زنان به خواسته های  خود ( همجنسگرایان) ناراضی اند. جنبش زنان توان پرداخت هزینه معنوی این ” فراموش کاری” را ندارد و به نفع طرفین است که به هم نزدیک تر شوند. بقول قره العین: “چند مغایرت کنی؟ با غمت آشنا منم”

توضیح مفاهیم:  در ادبیات  جنبش زنان مکرر با ” تبعیض جنسی / تبعیض جنسیتی” روبرو می شویم اما فعالان و تئورسین های این جنبش از پرداختن و شکافتن بیشتر ” تبعیض جنسی”  یا ” تبعیض جنسیتی” طفره می روند.آیا این تبعیض جنسی تنها در حوزه قانون و اقتصاد است یا به عرصه سکس زنان هم مربوط می شود؟ شکی در این نیست که فعالان جنبش زنان خواهند گفت سکس زنان و مالکیت آنها بر بدن و احساس و عواطف خود هم شامل همین مسئله می شود اما سئوال این است که پس چرا  مسائل جنسی در ادبیات فعالان این جنبش  غایب هستند ( در خارج تا حدودی این مسئله کمتر به چشم می خورد.) یا چرا تا بحال در ادبیات جنبش زنان به مسائل زنان لزبین که هم بخاطر زن بودن و هم به خاطر گرایش جنسی همجنسگرایانه خود مورد تبعیض واقع می شوند، سکوت شده است؟  اگر جنبش زنان پاشنه آشیل جنبش دمکراسی خواهی کشور است بدون شک موضوع سکس و جنسیت پاشنه آشیل جنبش آزادی زنان می باشد. تا مسئله سکس زن و استقلال جنسیت او  دستگیر نشود، صحبت از حقوق برابر واقعی زنان و مردان تهی از مفهوم و محتوا خواهد بود. جنبش زنان باید به جنبش (انقلاب) جنسی در جامعه فرا روید تا بتواند هرگونه اشکال تبعیضات جنسی را ریشه کن کند. ” بی صدایان” در جامعه ما تنها زنان نیستند. جنبش زنان همانقدر در طرح همه صداها مسئول است که کل جامعه در طرح صداهای زنان.

انتشار لیست های مختلف: فعالان جنبش زنان می توانند ابتکارات زیادی بخرج دهند مثلآ تهیه و توزیع وسیع لیستی از انواع و اقسام خشونت های روانی، فیزیکی و جنسی در محیط خانواده همراه با لیستی از نتائج این تبعیضات به زنان از جمله افسردگی زنان، سکس گریزی و ضعیف شدن غریزه و تمایل جنسی زنان، کاهش علاقه به همسر، اعمال خشونت زنان نسبت به فرزندان خردسال خود ، خودکشی زنان، فرارآنها، شوهر کشی و… همینطور لیستی از نابرابری های قانونی موجود و در کنار آن لیستی از درخواست های زنان. می توان این لیست ها را بصورت وسیعی در جامعه و اینترنت منتشر کرد. این کار باعث می شود که چهره زشت مرد سالاری و بی حقوقی زنان در سطوح مختلف بطور مشخص در برابر دیدگان جامعه قرار بگیرد. اصلاح قوانین خانواده، رفع تبعیض در رابطه با قانون دیه، نابرابری در قانون ازدواج، بی حقوقی زنان در قانون اساسی ( مثلآ یک زن نمی تواند رئیس جمهور شود) همه اینها را باید  خرد کرده و برای جامعه توضیح داد تا قابل لمس باشند و آن وقت است که انگیزه برانگیز می شوند.

 حجاب و پوشش اجباری:  بعد از قدرت گیری سیاسی روحانیون در ایران، بسیاری از تبعیضات عرفی، شرعی و فرهنگی به قانون تبدیل شدند. اما رفتن به زیر حجاب  اسلامی در واقع  قبل از بقدرت رسیدن حکومت اسلامی و در همان روزهایی صورت گرفت که تظاهرات و اعتراضات میلیونی بر پا می شد و حجاب را در درون ذهنیت بسیاری از زنان و مردان درونی کرد. در آن روزها،  زنان نه تنها اتوریته ی  منادیان حجاب را پذیرفتند بلکه اخلاق دلخواه آنها را هم به درون خویش منتقل کردند. حجاب تحمیلی سمبل فرهنگ و دیدگاهی است که زن را مایملک مرد می داند و زن را عامل هوس و گناه مرد. چنین دیدگاهی کلآ سکس و جنسیت مستقل زن را برسمیت نمی شناسد. دیدگاهی هم در بین خود زنان وجود دارد که معتقد است حجاب و پوشش اسلامی راه را برای ورود بیشتر زنان و دختران به مراکز کار و تحصیل هموار کرده است . حتی اگر نیمه حقیقتی در این ادعا وجود داشته باشد باز نمی توان  بر حجاب اجباری و  سمبلی که برجسته می کند و به قیمت نفی استقلال جسم و جان زن تمام می شود،  چشمها را بست. جنبش زنان هر چند  به موضوع پوشش اجباری توجه کرده اما  این توجه هیچ تناسبی با عمق مسئله حجاب ندارد. جنبش زنان ایران بدرستی حالت تهاجمی بخود گرفته و این ایجاب می کند که نفی حجاب و پوشش اجباری شکل بارزتر و سمبلیک تری بخود بگیرد.  چندین بار و در مقاطعی خاص موضوع به آتش زدن چادر در مراسم های مختلف یا ” کشف حجاب دسته جمعی”مطرح شده اما برد چندانی نداشته است. زنان می توانند  بمناسبت های مختلف، حتی در حین استفاده از حجاب و پوشش اسلامی، اما بطور سمبلیک  به چنین کارهایی یا ابتکاراتی  مشابه( مثلآ سر تراشی گروهی)  دست بزنند تا نارضایتی خود را نسبت به پوشش اجباری برجسته تر کنند.  

در پایان:  بدوش کشیدن بار سنگین جنبش زنان که طلیعه دار عدالت جنسی، اجتماعی، خانوادگی، حقوق شهروندی و دمکراسی است  نباید تنها به عهده فعالین و دست اندرکاران جنبش زنان و افراد دور و بر آنها   واگذار شود. این کارغیر عادلانه است. بر همه  انسان های آگاه، برابری خواه و دمکرات است که سهمی در به جلو کشاندن جنبش زنان بعهده بگیرند.   ایجاد زمین تمامآ مسطح برای “بازی” و رقابت مسالمت آمیز شهروندان و همه گروه های اجتماعی که در آن بتوانند بر اساس قانون و امکانات برابر، جهت  سازماندهی خویش  و طرح درخواست های خود بپردازند، وظیفه دولت است.  در حالی که دولت ایران  زمین بازی مردان را چمنی و هم سطح کرده، زمین بازی زنان را پر از سنگلاخ، پر از دست انداز و  بسیار نامسطح  کرده است. در چنین ” بازی ایی” فتوحات برندگان ( بخوان مردان) بعنوان ” رشوه”  بی اعتبار می شوند. به همین دلیل مردان خود نباید به حقوقی که آنها را برتر و شایسته تر از زنان می دانند دلخوش کنند و حداقل جهت اعتبار دادن به حقوق خود هم که شده، برای لغو تبعیضات نسبت به زنان و کمک به هم سطح کردن زمین بازی یاری رسانند. درست بدان علت که حقوقی که مردان جامعه در وضعیت فعلی از آن برخوردارند،  نه یک ” حق” بلکه رشوه  شراکت در اعمال تبعیض به زنان است. و این توهینی به مردان این سرزمین می باشد. مردان فمینیست و مدافع جنبش زنان  ضمن شرکت در فعالیت های،  بهتر است که در شکل گیری جنبشی  مردان فمینیست برای به تصویر کشیدن ستم ناشی از مرد سالاری و نتائج زیان بار آن بر جامعه همت کنند و به اشکال مختلف از  زن ستیزی و فرهنگ آن اعلام برائت کنند از جمله چند همسری و صیغه. همچنین  عدم تحمیل حجاب اجباری به زنان و دختران و بستگان خود، توجه به زنان مطلقه و کلآ دست رد زدن بر همه ” رشوه هایی” که حکومت به قیمت نادیده گرفتن حقوق زنان، به مردان داده است. زن موجودی موهوم، خیالاتی و خارج از زمان و مکان نیست. زن خواهر مرد است، مادر او، معشوقه او، همرزم و همکار او، دختر او و…..آیا مردان ایران می بایست از “حق شراکت در تبعیض” نسبت به زن در قوانین دلخوش باشند؟ حتی اگر سکوت  مردان در شرایطی بمعنای تآئید بیعدالتی نباشد حداقل در شرایط رشد جنبش زنان، بی اعننایی به خواسته های زنان  و غنودن در ” خوشبختی رشوه های” خویش می باشد.

چه خوب می شد اگر در روز جهانی زن بطور سمبلیک هم که شده همه مردان ایران، یا حداقل مردان مدافع برابری حقوق  زنان، اعلام کنند که زن هستند و این را در وبلاگها، سایتها و یا به هر شکل ممکن اعلام کنند. بدان سبب که این قوانین ناحق، غیر عادلانه و تنفر آورند و مردان نباید در ستم رسانی به زنان شراکت داشته باشند. بگذار وضع کنندکان قانون این شرمساری را به تنهایی به دوش بکشند و کسی را شریک و همراه خود ندانند.

روز هشتم مارس تیزبین یک زن خواهد بود. هشتم مارس، روز جهانی زن بر همه زنان و دختران ایران، مردان زن شده ایرانی و تمام آزادیخواهان جهان مبارک باد.

 

15 نظر to “هشتم مارس تیزبین یک زن خواهد بود”

  1. انتقاد می گوید:

    آقای تیزبین خیلی جالب بود. فقط میخواستم یک یادآوری کرده باشم. اگه مجله ماها را خوانده باشی تو یکی از شماره هاشس یک مصاحبه ای بود با یکی از زنان فعال تو تهران. تو این مصاحبه در پاسخ سئوالی در باره اینکه اگه همجنسگرایان مثلآ تو تظاهرات زنان شرکت کنن و پرچم رنگین کمان با خودشون داشته باشسن چی واکنشی از طرف زنان نشون داده میشه و اون خانم یک چیزهای مسخره جواب داده بود ( حالا دقیق یادم نیست که عین گفته اش را بیارم) ولی منظورش این بود که اگه همجنسگراها اینکار را بکنن یعنی دزدیدن جنبش زنان و خواسته های آن است. من از این خود محور بینی و کم بینی یک فعال زنان خیلی دلگیر و ناراحت شدم. زنان اتفاقآ باید ما همجنسگرایان را تشویق کنن که با پرچم خودمون بریم تو وسط اونها و به اونها رنگ و لعاب متنوع بدیم نه اینکه غیر مستقیم به ما بگن که نیایین . البته من هم فکر می کنم که ما همجنسگراها باید با تمام قوا و همه جا از جنبش زنان حمایت کنیم . اونها بالاخره می فهمن که باید ما را هم ببازی بگیرن.
    موفق باشی. من هم روز جهانی زن یک زن خواهم بود تا به مردسالاری نه گفته باشم.

  2. لینک می گوید:

    لطفآ به وبلاگ زیر ( نامه نگاری) سر بزنید و در صورت امکان در معرفی آن کمک کنید. و پیوندهای وبلاگ را هم سر بزنید
    http://namehnegari.blogfa.com
    /

  3. دختر لزبين می گوید:

    سلام تيزبين جان. من در اينجا شعر فروغ را كه هميشه سر زبانم هست مي آورم كه:
    “و اين منم زني تنها در آستانه فصلي سرد در ابتداي درك هستي آلوده زمين و ياس ساده و غمناك آسمان و ناتواني اين دستهاي سيماني”
    يكي از عللي كه باعث ايجاد رخنه در اين پيوند بين زنان شده اثرات رواني مخرب ناشي از فرهنگ مردسالاري است. اميدوارم كه در آينده بتوانم مطلبي در اين مورد براي وبلاگ بفرستم.

  4. آریا می گوید:

    سلام تیز بین جان
    مردم ایران همه فکر می کنن دموکراسی یعنی حکومت اکثریت ! چرا ؟
    چون به خواسته هاشون برسن و بقیه رو نفی کنن!

  5. دختر لزبین می گوید:

    آریا جان حرف جالبی زدی. حتی با توجه به حرف شما اگر قرار باشه قوانین به نفع اکثریت باشند باید به نفع زنها باشه چون جمعیت زنان در ایران بیش از مردان است. ضمنا من معتقم که این اکثریت نیستند که زور می گویند این اقلیت هستند که با زور دارند اکثریت را به سمت خود می کشند. مثلا اقلیت مسلمان بعد از انقلاب با زور مردم غیر مسلمان را به مسلمان تبدیل کردند. من نه خودم و نه خانواده ام هیچ کدام مسلمان نبوده ایم و نیستیم. اما بعد از انقلاب دیگه اسممون شده مسلمان. من بدون اینکه بخواهم مسلمان به دنیا آمده ام حتی با اینکه پدرم به هیچ چیز اعتقاد نداره. یا خیلی موارد دیگر هم هست. اکثریتی از نظر قومی در ایران وجود نداره. اینقدر قوم های مختلف در ایران هست که نی شه گفت اکثریت جامعه ما چی هستند. اما به اسم اینکه فارسها اکثریتند به اقوام توهین شده و آنها را سرکوب می کنند. خوب معلومه دیگه بعد از مدتی وقتی همه سرکوب شدند فارس اسماً می شه اکثریت.

  6. علي می گوید:

    به نظر من هماهنگي و متحد شدن تمامي گروهايي كه در ايران حقوقشون پايمال ميشه(مانند زنان و همجنسگرايان و كارگران…).راه رسيدن به آزادي و دموكراسي و حقوق بشر رو هموار تر خواهد كرد..موفق و پاينده باشي.

  7. فیلمی دیدنی می گوید:

    اگر توانستید و فرصت کردید فیلم معرفی شده را ببینید.
    اسم فیلم: پا برهنه در بهشت
    نوشته شده توسط ویراستار
    ۰۹ اسفند ۱۳۸۵
    توكلي: فيلم “پا برهنه در بهشت” تا حدودي از درونيات انساني پرده برداشت
    بهرام توكلي كارگردان فيلم “پابرهنه در بهشت” در نشست كانون فيلم معناگرا گفت: در اين فيلم قصد داشتم به نوعي دغدغه‌هاي ذهني و ترديدهاي برخي از انسان‌ها را به تصوير بكشم و تا حدودي از اين درونيات پرده‌برداري كنم.
    به گزارش روز شنبه ايرنا از بنياد سينمايي فارابي، توكلي در نشست اين فيلم در خصوص منابع مورد نظر خود براي نگارش فيلمنامه پابرهنه در بهشت افزود: نمي‌توانم اثر خاصي را نام ببرم اما ما همه تحت تاثير تمامي فيلم‌ها و داستان‌هايي هستيم كه مي‌بينيم و مي‌خوانيم.

    وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه ساختار فيلم از آثار خارجي تاثير پذيرفته ادامه داد: متاسفانه در طول سال‌هاي گذشته برخي از فيلمسازان ايراني در ساختار به دكوپاژ ساده و بدون تنوع تصويري رسيده‌اند و هركسي كه در ساختار فيلم خود به دنبال دكوپاژ متنوع و تنوع فرم و تمهيدات بصري باشد برچسب غير ايراني مي‌خورد در صورتيكه در فيلم من تكنيك در خدمت روايت داستاني ايراني قرار مي‌گيرد و فضا كاملا ايراني و براي مخاطبان قابل لمس است.

    توكلي در خصوص گناه كار بودن شخصيت‌ها در فيلم گفت: من فقط مي‌خواستم ويژگي‌هاي اين افراد را به‌تصوير بكشم تا تماشاگر بابررسي عمل و رفتار آن‌ها و پيش زمينه شخصيت‌ها، خود در خصوص گناهكار بودن آن حكم صادر كند.

    اين فيلمساز خاطرنشان كرد: هر فيلمي مي‌تواند جهان بيني يا به عبارتي ديگر، نگرش فيلمساز نسبت به جهان را نمايش دهد و تاويل اين نگرش به عهده مخاطب است.

    فيلم “پابرهنه در بهشت” ساخته بهرام توكلي برنده ‪ ۵‬سيمرغ بلورين و جايزه ويژه مصطفي عقاد از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر در چهلمين و يكمين نشست “كانون فيلم معناگرا” روز جمعه چهارم اسفند ماه سال جاري در سالن نمايش سينما فرهنگ تهران به روي پرده رفت.

    “افشين هاشمي” بازيگر اين فيلم نيز افزود: هر انساني داراي ويژگي ها و مولفه‌هاي شخصيتي است كه در بازيگري با توجه به اين ويژگيها، مي‌توان به دريافت‌هايي رسيد در واقع من علاوه‌بر تفكر در مورد نقش، به انسان‌هايي شبيه به كاراكتر توجه مي‌كنم و در پاره‌اي از موارد الگو مي‌گيرم براي مثال در بررسي انسان‌هاي مبتلا به ايدز به نگاه مات اين شخصيت‌ها و ديالوگ‌هاي بي هدف آن‌ها پي بردم.

    سعيد لطفي مدير توليد اين فيلم نيز در ادامه افزود: اگر چه توليد اين اثر مشكل ولي تجربه بسيار خوبي بود و من در اين نشست از كليه همكاراني كه ما را در توليد اين پروژه ياري دادند تشكر مي‌كنم.

    وحيد اسلامي از منتقدان سينمايي نيز در پايان نشست كانون فيلم معناگرا يادآور شد: پا برهنه در بهشت قرنطينه‌اي را مي‌آفريند كه نمونه‌اي تمثيلي از دنيا است، دنيايي خلاصه شده كه انسان هايش بيش از گذشته با پديده‌اي به نام مرگ رو به رو مي‌شوند و در اين ميان يك روحاني ابزاري براي شناخت اين دنيا مي‌شود ، كسي كه از طريق روايت فيلمساز هم به درون وي نفوذ مي‌كنيم و هم به درون قرنطينه.

    اين فيلم داستان روحاني جواني به نام يحيي را به تصوير مي‌كشد كه محلي نامتعارف را براي ادامه خدمتش انتخاب مي‌كند ، قرنطينه بيماران لاعلاجي كه علاوه بر درگيري‌هاي جسمي ، دغدغه‌هاي شديد و بي‌پاسخ ذهني دارند، يحيي در كنار آن‌ها زندگي مي‌كند و خود به عنوان روحاني چيزهاي بسياري فرا مي‌گيرد

  8. بهزاد عبدی می گوید:

    به من سری بزن

  9. تضاد سفید می گوید:

    با سلام خدمت تمام دوستان من اومدم که برم واسه همیشه ممنونم که این مدت
    تحمل کردین دیه هیچی نمیگم خوش باشین
    راستی ممنون میشم که لینکمو بردارین
    به امید آزادگی آزادی هرچند بدون بعضی ها

  10. دختر لزبین می گوید:

    این خبر را یک نفر به اسم فرهاد برای من فرستاده:

    صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت، بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند.
    بنا بر گفته حاضران بعد از حدود نیم ساعت از حضور افراد که پلاکاردهایی را در دست داشته و در سکوت تجمع کرده بودند، دو مامور نیروی انتظامی، یک مامور لباس شخصی و یک زن ملبس به چادر به سوی تجمع کنندگان آمدند و شروع به ناسزاگویی کرده و پلاکاردهای حاضران را پاره کردند. این ماموران تلفن همراه یکی از زنان را ضبط کرده و اعلام کردند که از بالا دستور آمده است زود محل را ترک کنید و ماشین های ماموران در راه هستند.
    بنا بر آخرین اخبار، یک افسر نیروی انتظامی در حال کتک زدن، هول دادن و ناسزاگویی به زنان تجمع کننده است. و زنان را با جملاتی همچون ” همه شما را از درخت آویزون می کنیم” و : همه تون را بازداشت می کنیم” تهدید می کنند.
    این در حالی است که نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی همراه با وکلای خود داخل ساختمان شده اند تا جلسه رسیدگی به اتهامات آنها برگزار شود

  11. لطفآ در مراسم زیر شرکت کنید می گوید:

    از همه دوستان تقاضا می شود که در مراسم زیر شرکت و بستگان و دوستان خود را هم دعوت کنید و اگر وبلاگ دارید خبر دهید.
    هدف این است که باید کاری کرد تا دستگیری و زندان را بی تاثیر کنیم و نشون بدیم که با دستگیری چند نفر لشکر بزرگتری از مدافعین آزادی وارد میدان می شود.
    فراخوان تجمع روز جهانی زن – ۸ مارس – ۱۷ اسفند ۸۵
    همبستگی برای آزادی، برابری، عدالت جنسیتی
    روز جهانی زن را در زمانی گرامی می داریم که هنوز سایه قوانین تبعیض آمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی می کند، سیاستهای جداسازی و سهمیه بندی جنسیتی با شدت هر چه تمام تر اعمال می شود، جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب می کنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض می شود، زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بی عدالتی، پناهی نمی یابند و آسیبهای اجتماعی و فقر هر چه بیشتر چهره ای زنانه به خود می گیرد. در این شرایط، زنان با تلاشهای خستگی ناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی همچنان پای می فشارند.
    ما با تاکید بر خواسته های دمکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاد اندیش دعوت می کنیم برای تجدید میثاق و ابراز همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و نابرابری و بی عدالتی علیه زنان، به تجمع ما که در روز ٨ مارس، ۱۷ اسفند ٨۵ از ساعت ۲ تا ٣ بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.
    گروه هماهنگ کننده: شهلا انتصاری، شادی صدر، محبوبه عباسقلی زاده، فاطمه گوارایی، مینو مرتاضی لنگرودی، رضوان مقدم

    امضا کنندگان
    اشرف چیتگر زاده
    آزاده فرقانی
    آسیه امینی
    اعظم اکبر زاده
    افروز مغزی
    اکرم اصانلو
    آمنه شیرافکن
    الناز انصاری
    بهاره دولو
    بهاره هدایت
    پرستو دوکوهکی
    پروانه میلانی
    پروین اردلان
    پروین بختیار نژاد
    پگاه حمزه ای
    جلوه جواهری
    جهان فیروزه ای
    حمیده ابراهیمی
    خدیجه حسینی
    دلارام علی
    رضوان مقدم
    روشنک غیاثیان
    زارا امجدیان
    زهرا اکبر زاده
    زهرا حیدر زاده
    زهرا داوری
    زهرا مینویی
    زینب پیغمبر زاده
    زینب مختاری
    ژیلا بشیری
    ژیلا بنی یعقوب
    سارا اسمی زاده
    سارا ایمانیان
    سارا کرمانیان
    سارا لقایی
    سارا لقمانی
    ساغر لقایی
    ساقی لقایی
    سحر ابونصر
    سحر مرانلو
    سعیده اسلامی
    سکینه قنبری
    سمیرا صدری
    سمیه فرید
    سهیلا طهماسبی فر
    سوسن طهماسبی
    سونیا ترکمان
    سیما مدنی
    شادآفرین قدیریان
    شادی صدر
    شفیقه حمید زاده
    شهره نامجو
    شهلا انتصاری
    شهلا ذاکر
    شیرین عبادی
    فائزه اثنی عشری
    فاطمه توقیری
    فاطمه گوارایی
    فاطمه نجاتی
    فرزانه روستایی
    فرشته ذاکر
    فریده انتصاری
    گیسو فغفوری
    گیلدا فرید مجتهدی
    گیلدا مجتهدی
    متین دخت صالحی
    محبوبه حسین زاده
    محبوبه عباسقلی زاده
    مرضیه مرتاضی لنگرودی
    مرضیه نوربخش
    مریم حسین خواه
    مریم شبانی
    مریم ضیاء
    مریم عرب عامری
    مریم قنبری
    مریم کیان ارثی
    مریم محبوب
    مریم محمودخواه
    مریم میرزا
    منصوره سلیمی
    منصوره شجاعی
    مهسا امرآبادی
    مهناز محمدی
    مهین پیرکه
    مینا جعفری
    مینو مرتاضی
    ناهید انتصاری
    ناهید توسلی
    ناهید کشاورز
    نسرین افضلی
    نسرین فرهومند
    نسرین فیروزه ای
    نسرین ملکی
    نفیسه زارع کهن
    نگار انسان
    نوشین احمدی خراسانی
    نیره توکلی
    نیلوفر انسان
    نیلوفر گلکار
    هاله سحابی
    هدی عمید
    هما خداوردی

    حمایت کنندگان
    امیرحسین امیری
    پیمان عارف
    حمید بی آزار
    حمیدرضا ایمانی
    رضا نیرو
    رضی جعفر زاده
    روزبه میرچرخچیان
    ساسان آقایی
    سید داود رضوی
    سید داود رضوی
    صنم دولتشاهی
    علی تدین علی عبدی
    عیسی سحرخیز
    فرید هاشمی
    مححسن مالجو
    مصطفی نیلی
    منصور حیات غیبی
    هانی ساداتی

  12. آریا می گوید:

    سلام
    گاهی ربط دادن کلمات به هم آسون می شه
    طوری که گم می کنیم به هم ربط ندارن
    من احساس می کنم دیگه آزادی یا هر چیز افراد دیگه به من مربوط نمی شه!
    می خوام تا پستی به من مربوط نباشه کامنت ندم!
    —-
    1 مثال بیربیه با ربط :
    —–
    می دونی علی کریمی تو بازی ایران پرتغال چرا بیرون رفت؟…………فردوسی پورم نفهمید…………..برانکو فرستادش دنبال گیتار حسن شماعی زاده بگرده
    —–
    یا حق

  13. لحظه ها می گوید:

    سلام تیزبین، امیدوارم که خوب و سلامت باشی. به مطلبت لینک دادم.
    موفق باشی
    سپیده

  14. aboutpglo می گوید:

    http://aboutpglo.wordpress.de/

  15. حنانه می گوید:

    این خیلی خفت باره که زن آزادی خودشو هم از مردها گدایی کنه.من که این نامه رو مینویسم یه چادری ام،از اونایی که فکر میکنیدکه…!!!ولی حقیقت اینه که به احترام جنسیرسیده ام (نه لزوما برابری چون هر کس باید خودش باشه کسی هم کمتر از دیگری نیست که برابری گدایی کنه)خوب در اوج جوانی ام گلیمم رو خیلی راحت از آب بیرون می کشم هرجا خواستم می رم وقدرت تشخیص سره از ناسره هم به عهده خودم است چه در امر اشتغال که خیلی خوب و محترمانه دریک اداره معتبرمشغول به کارم ،چه درامر تحصیل که با توسل به ارواح پاک شهدای گمنام بعد از اتمام لیسانسم بلافاصله در مقطع کارشناسی ارشد قبول شده ام،و چه حتی در رابطه با موقعیت های جالبی که توسط افراد متشخص و خانواده هایی نجیب و با اصالت برای ازدواجم محیاست،خلاصه اینکه دخترهایی مثل من در کنار نجابت به هر چی می خواستند رسیدند(البته بدون گدایی کردن!)

يك پاسخ برايش بگذاريد