مقدمه: متاسفانه روانشناسی جامعه ما رو به قدرت دارد. اکثریت بزرگی از مردم ما نسبت به کسی که از آنها مرفه تر، قدرتمند تر، شیک پوش تر، زیباتر، تحصیلکرده تر و ” شهری تر” باشد، به او احترام می گذارند و از رفت و آمد و معاشرت با او به خود می بالند. عکس رفتار و برخورد را هم با کسانی که از جهت یا جهاتی موقعیت ” کهتری” نسبت به آنها دارند، در پیش می گیرند. چنین روانشناسی ای در امتداد خود قضاوت نسبت به افراد و گروههای مختلف اجتماعی راهم بر اساس موقعیت و جایگاه حقوقی/ فرهنگی آنها در جامعه تنظیم می کند. گروه های اجتماعی زیادی دز جامعه ما در حاشیه نگه داشته شده اند. شاید به جرائت بتوان گفت که حاشیه ای ترین گروه جامعه ما زنان و دخترانی باشند که گرایش و هویت جنسی آنان با معیارها و هنجارهای حاکم در تناقض قرار دارد؛ یعنی زنان و دختران لزبین. جایگاه و موقعیت لزبین ها و کلآ همجنسگرایان در قانون و سنت های رایج باعث شده و می شود که بخش قابل توجهی از مردم ما قضاوت خود نسبت به آنان را تنها در موضوع زیر شکم خلاصه کنند و با توجه به تابو بودن مبحث جنسیت در جامعه، همجنسگرایان خود بخود بدون هیچ جرم و دادگاهی و محروم از هرگونه دادخواهی و دفاعی، در اخلاق و روانشناسی مجذوب قدرت، محکوم شده هستند و کمتر کسی علاقه و تمایلی به شناخت آنها دارد. اما آیا لزبین ها ( و کلآ گروه های حاشیه ای) چنانند که دیگران می پندارند؟ نوشته زیر مطلبی است که یک دختر لزبین برای انتشار در این وبلاگ ارسال کرده. با هم آن را بخوانیم.
من یک انسان هستم
دختر لزبین beautifullesbiangirl@yahoo.com
در مطلب قبل من خود را تحت نام یک لزبین به شما معرفی کردم و اینبار می خواهم به شما بگویم که من فراتر از جنسیت و گرایش جنسی و احساسی ام یک انسان هستم؛ انسانی که خیلی ها به او اعتماد دارند. اورا فردی ساده، راستگو، گاهی خنده رو و گاهی تندخو و لجباز می شناسند. فردی مخالف سنتها و عقاید قدیمی و کهنه، و طرفدار صلح جهانی و دموکراسی. کسی که سعی دارد با اینکه در یک جامعه دیکتاتور بزرگ شده اما معنای دموکراسی را آموخته و تا آنجائیکه دانائی اش به او اجازه می دهد به اصول آن پایبند باشد. کسی که آرزوئی ندارد جز اینکه فردی باشد مؤثر در برقراری صلح جهانی. ملیت اصلا برای او مهم نیست و تمام انسانهای سرتاسر دنیا را با هم برابر می داند.
گاهی با خودم فکر می کنم اگر اطرافیانم بفهمند من یک لزبین هستم چه عکس العملی نشان می دهند؟ اگر تمام آن انسانهائی که به من می گویند این صداقت تو یکروز کار دستت می دهد، تمام مردهائی که دوست داشتند من همسر آنها باشم، تمام دوستان دانشگاهی من که از من می خواستند سر نماز برای آنها دعا کنم ( البته من الان نماز نمی خوانم)، اگر بفهمند من یک لزبین هستم آیا نظرشان نسبت به من عوض می شود؟ آن دوست بسیار متدینم که هرچقدر هم به او بگویم من در این حدی که او فکر می کند نیستم، اگر پی به هویت من ببرد آیا باز هم از من خواهد خواست که هر موقع احساس دعا به من دست داد او را فراموش نکنم؟ دختر دائی من که هر موقع پیش هم هستیم تا نیمه های شب توی تاریکی کنار هم می نشینیم و او رازهائی را که با کسی در میان نگذاشته برای من بازگو می کند، آیا اگر بفهمد کنار یک لزبین تنها در یک اتاق می نشسته و با دردل با او به آرامش می رسیده چه احساسی به او دست خواهد داد؟ آیا باز هم جرأت می کند یک شب تا صبح کنار او بنشیند، زیر گوشش زمزمه کند و از او کمک بخواهد؟ آیا دختر عمه من اگر بفهمد من یک لزبین هستم باز هم به من جایگاه کلید زاپاس خانه اش را نشان می دهد و از من می خواهد که از توی فلان قفسه کمد خانه اش پول بردارم و چکهای او را پاس کنم؟ آیا رئیس آموزشگاهی که در آن درس می خواندم اگر بفهمد من لزبین هستم باز هم برای من مثل سابق احترام قائل خواهد شد؟
من مدت زیادی نیست که پی به هویت جنسی خود برده ام- گرایش در من وجود داشته اما من آنرا جدی نمی گرفتم- اما نسبت به قبل هم تغییر زیادی نکرده ام. هنوز هم برای مردها احترام قائلم. اتفاقا بنده با زن ذلیل بودن مردها صد در صد مخالفم و فکر می کنم یک مرد بهتر است اینقدر درک و فهم داشته باشد که هر چی همسرش گفت مثل یک برده اطاعت نکند و تن به خواسته های نا به جای همسر خود ندهد. این سخن من در مورد مردهائی است که همسری ناآگاه دارند و متأسفانه زندگی خود و فرزندان خود را با پذیرفتن خواسته های نابه جای همسر به تباهی کشانده اند. یک مرد و پدر هم باید نقش مردی و پدری خود را در خانواده ایفا نماید.
اما در این میان انسانهائی هم هستند که مثل بنده بیشتر فردگرا هستند و چندان تمایلی به تشکیل خانواده ندارند. در طی این مدتی که پی به هویت خود برده ام می بینم که من از نظر شخصیتی جز اینکه دموکرات تر شده ام و به آرامش بیشتری دست یافته ام هیچ فرقی نکرده ام. مثل گذشته چندان علاقه ای به تشکیل خانواده ندارم و ترجیح می دهم پارتنر داشته باشم تا همسر، و البته الان می دانم که پارتنری از جنس خودم می خواهم. با اینکه در گذشته چندین بار عاشق شده ام و در حال حاضر هم هیچ دوست دخترفابریکی ندارم اما با تنهائی خود راحتم. گاهی فکر می کنم شاید من در زندگی وظایف مهمتری داشته باشم که فراتر از اندیشیدن به یک زندگی خانوادگی کوچک است.
البته اینها همه نظرات و سلیقه های من است وخیلی از لزبین ها یا گی ها تمایل به تشکیل خانواده و پذیرفتن کودکانی به فرزندی دارند و آمار هم نشان داده که فرزندان پرورش یافته در میان خانواده هائی که شامل دو پدر یا دو مادر هستند هیچ تفاوتی با فرزندان پرورش یافته در دامان خانوداه های دگرجنسگرا نداشته و حتی رشد یافتن زیر نظر والدین همجنسگرا تأثیری در گرایش جنسی آنها نداشته و بسیاری از این فرزندان دگرجنسگرا بوده اند. هدف من از نوشتن این مطلب این بود که بگویم شما دگرجنسگرا ها واقعا ما همجنسگرایان را نمی شناسید و قضاوتهای شما بر اساس یک سری اطلاعاتی است که به غلط در زندگی آموخته اید. شما چقدر مطمئن هستید که آن کسی که به عنوان یک لزبین، گی یا بایسکشوال هوسباز می شناسید یک دگرجنسگرای واقعی نباشد؟ شاید همین خانم یا آقای همکار شما که بسیار برای او احترام قائل هستید، شاگرد زرنگ و درسخوان کلاس شما، معاون بسیار مذهبی و متدین یک شرکت معتبر، آن شاعر یا نویسنده یا سیاستمدار معروف ( مثل صادق هدایت، فریدون فرخزاد و امیرعباس هویدا)، اینها همه کسی نباشند مگر یک همجنسگرا. اگر آن دختری که توی اتوبوس سرش را روی شانه من گذاشته و خوابیده بود می دانست من یک همجنسگرا هستم آیا باز هم شانه های من را تکیه گاه خود قرار می داد و اینقدر آرام می خوابید؟ « ای هفت سالگی ای لحظه شگفت عزیمت بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن میان ما و پرنده میان ما و نسیم شکست شکست … بعد از تو ما که قاتل یکدیگر بودیم برای عشق قضاوت کردیمو همچنان که قلبهامان در جیبهایمان نگران بودند برای سهم عشق قضاوت کردیم » فروغ فرخزاد
ژانویه 5, 2007 در t 6:50 ب.ظ |
aliye- khoshhalam ke dokhtar haye sarzamin ariyaei ma- ba fahm va shoor hastand- be lucky
ژانویه 5, 2007 در t 10:31 ب.ظ |
من نوشته های قبلی شما رو هم خوندم….
منم قبول میکنم که من و شما هیچ تفاوتی با هم نداریم(من همجنسگرا نیستم)
هر دو انسانیم و …. فقط در انتخاب شریک جنسیمون تفاوت داریم و اینو باید قبول کنین
همجنسگرایی فقط در سکس معنی پیدا میکنه
مسئله دموکرات بودن هم ربطی به این قضیه نداره …… چرا فکر میکنین چون به نظر خودتون انسان دموکرات و روشنفکری هستین..همجنسگرایی مشکلی نداره؟ و بقیه این کارو زشت میدونن چون از سطح آگاهی پایینی برخوردارن؟!
کی گفته بچه ای که دو تا پدر یا دو تا مادر داره هیچ مشکلی نداره؟! امثال شما چه حقی دارین که یک بچه بیگناه رو به فرزندی قبول کنین؟؟؟ مگه ادعا ندارین که کارتون هیچ اشکالی نداره و نظم طبیعت رو مختل نمیکنین؟ پس چرا نمیتونین بچه دار بشین؟؟!! این یعنی طبیعت این اجازه رو به شما نمیده……وحق هم ندارین یه بچه رو بدبخت کنین…..دموکراسی و آزادی به شما اجازه میده طبق دلخواهتون زندگی کنین چون با این کارتون حقوق دیگران رو ضایع نمیکنین…..
ولی این به معنی این نیست که کارتون درسته و هیچ ایرادی نداره!
در ایران آزاد فردا….شما حق دارین پارتنرتون رو به دلخواه خودتون انتخاب کنین …. چون واقعا به من نوعی هیچ ربطی نداره…..و شما رو به عنوان انسان قبول دارم ولی نوع سکس شما رو نمیپسندم……خواهش میکنم نگید که همجنسگرایی فقط سکس نیست و یه هویته و …
خودتون هم میدونید و همینجا هم گفتید که من و شما هیچ فرقی باهم نداریم جز در سکس و انتخاب پارتنر
ژانویه 6, 2007 در t 4:44 ق.ظ |
درسته ما با هم هیچ فرقی نداریم به جز در انتخاب شریک احساسی و جنسی، یعنی من عاشق جنث مؤنث می شوم و با او زندگی می کنم. منظور ما از اینکه می گوئیم همجنسگرائی فقط سکس نیست اینه که شماها به همجنسگراها به این دید نگاه نکنید که انسانهائی هستند که در زندگی فقط به سکس فکر می کنند. من توی محیط وب که تنها جائیه که به بقیه رحت می گم لزبین هستم، طرف تا می فهمه من لزبین هستم فقط در مورد سکس از من سؤال می پرسه. منظور ما اینه که ما همجنسگراها فقط به سکس و روابط جنسی فکر نمی کنیم، بلکه فقط در این یک مرود و انتخاب جنس پارتنر با شما فرق داریم. اینکه من نوشته ام دموکرات تر شده ام هم باز منظورم این نبود که چون همجنسگرا هستم، بلکه منظورم این بود که من خودم (کاری به بقیه ندارم) از وقتی که کلا با مبحث همجنسگرائی آشنا شده ام نسبت به گذشته ام دموکرات تر شده ام. یعنی بخشی دیگر از جامعه که شامل همجنسگرایان و ترنس ها هست را هم دوست دارم و برای آنها احترام قائلم و کلا نظرم و دیدم بهتر شده. البته در این میان من متوجه شده ام که خود من هم یک لزبین هستم. در مورد فرزندانی که دو پدر و دو مادر دارند هم من در مقاله ای که بر اساس تحقیقات دانشمندان نوشته شده بوده و آماری که نتیجه این تحقیقات نشان می دهد این جمله را عنوان کردم. ضمنا تربیت فرزند ربطی به نوع والدین ندارد، خیلی وقتها هم یک زن یا مرد مجرد کودکی را به فرزندی قبول می کنند. درسته، چنین کودکی می بینه که فقط یک والد یا والده داره، اما چنین کودکی می تونه درست تربیت بشه. یعنی شما فکر می کنید فرزندانی که پدر یا مادر خود را از دست م دهند انسانهای سالمی نخواهند شد؟ بستگی به نوع تربیت آنها دارد. من فرزندی را می شناسم که بدون پدر بزرگ شده و یک لات بی سرو پا و معتاد شده. فرزندی را هم می شناسم که بدون پدر بزرگ شده و یکی از اقتصاددانان فرهیخته زمان خودش شده. من و شما نمی توانیم بگوئیم کی حق داره فرزند داشته باشه و کی حق نداره. ضمنا یک گی و یک لزبین از نظر ساختار بدنی قادر به تولید مثل هستند و لزبین ها که به کمک تلقیح مصنوعی می تواننند حتی باردار شوند. خیلی از زنان و مردان متأهل هم بر عکس نمی توانند بچه دار شوند. من همیشه به همه توصیه می کنم که اگر می خواهید همجنسگرائی را خوب بشناسید، مجموعه مقالات چاپ شده در مجله ماها را بخوانید. به نظر من این مجله بیست بیست بود. من باز هم در اینجا ای میل اشتراک ماها را برای شما می نویسم. همیشه سعی داشته بشید اول راجع به موضوعی مطالعه کنید و بعد قضاوت.
majaleh_maha@yahoo.com
ژانویه 6, 2007 در t 9:48 ق.ظ |
به نظر من همجنسگراها فعلآ به مسئله فرزند خواندگی نپردازند بهتر است و ابتدا روی این مسئله که بعنوان یک شهروند حق انتخاب سبک زندگی خود را دارند بیشتر تآکید کنند بهتر است. چون فرزندخواندگی قدم بعدی است.
بله زنان لزبین در ایران واقعآ تحت ستم هستند به سه دلیل اول اینکه زنان در کشور ما شهروند درجه دوم حساب میشن، بعدش بخاطر اینکه همجنسگراها حق و حقوقی ندارند و سوم بخاطر تابو بودن سکس در ظاهر جامعه است ( چون در خفا خیلی چیزها اتفاق می افتد ولی حرفش را نمی زنند)
از تیزبین هم بخاطر اینکه مسائل انسانها را با زبانی ساده و قلمی روان مطرح می کند تشکر می کنم.
ژانویه 6, 2007 در t 9:57 ق.ظ |
خاطره جان سلام
مهمترين مشكل در بحثهاي اينچنيني اين است: ايدهال قضيه اين است كه رابطه جنسي در محدوده زندگي خصوصي فرد است و هيچكس حق ندارد به ديگري امر و نهي كند كه شريك جنسياش را چگونه و كي و چه كسي انتخاب كند…اما عملاً حتي در آزادترين جوامع هم رابطه جنسي تك تك افراد از منظر جامعه، دولت و نهادهاي اجتماعي بسيار مورد توجه است…هر كس ميگويد به من چه كه ديگري با كي سكس دارد، تنها يك ايدهال را گفته در واقع گويا به همه ربط دارد كه هركسي با كي و چگونه و از چه سني سكس داشته…منظورم اين است كه اين تناقض بر همه بحثهاي همجنسخواهي و دگرجنسخواهي سايه انداخته و خود فرد هم در هر انتخابي ناگزير تحت تاثير جامعه و همسايه و قانون و حكومت است و چندان هم در حوزه خصوصياش نميتواند آزاد باشد
ژانویه 6, 2007 در t 10:11 ق.ظ |
از كسي كه اسم عربي داره و همجنسگرايي رو توي تفاوت در سكس معني ميكنه چه انتظاري ميشه داشت؟
نكته خيلي جالب اينجاست كه اكثر كسايي كه همجنسگرا نيستن مفاهيمي مثل دوست داشتن، از وجود هم لذت بردن و به آرامش رسيدن و… رو نميتونن درك كنن، سكس براشون حرف اول رو ميزنه!
به چه حقي يه آدم كه هنوز خودش رو درك نكرده مياد اين نظر رو ميده كه حق ندارين يه بچه رو به سرپرستي بگيرين. در كل دوست عزيز و تيزبين من نوشتن براي كسي كه درك درست حسابي نداره ممكنه كه يكم دلسرد كننده باشه براي همين منم نظرم رو برات نوشتم تا شايد احساس با هم بودن داشته باشيم.
ژانویه 6, 2007 در t 1:30 ب.ظ |
سلام
براي هزارمين بار من معني اين جمله را كه همجنسگرايي فقط سكس نيست را نمي فهمم
بله عزيز من من هم پدرم برادرم پسرعمويم و معلمم و هزاران نفر ديگر را در حد پرستش دوست دارم و عاشق آنها هستم ولي هر گز به تصورم نگنجيده است كه با هم در زيز يك سقف بخوابيم و براي هم ادي زن و شوهر را در بياوريم حالا گيرم كه با هم كاري هم نكنيم
اگر هدف سكس نيست پس عاشق مدل كفش و لباس او هستي؟
مي گويي در كنار هم آرامش مي يابيم بدون سكس كردن ، خوب اين چه دردي است كه با هم ازدواج كنيد مي توانيد ساعتها و سالها پيش هم بمانيد و از همديگر آرامش كسب كنيد چرا مي خواهيد با هم ازدواج كنيد و اداي خاله بازي در بياوريد
مغالطه چرا
خيال مي كنيد با اين حرفها خودتان را گول مي زنيد يا ديگران را
ژانویه 6, 2007 در t 4:06 ب.ظ |
سلام
من هم با وجود اينكه همجنسگرا هستم ولي گمان ميكنم در مورد مساله فرزند خواندگي با احتياط و تعمق بيشتري بايد صحبت كرد. چون خود من اين قضيه رو قبول ندارم و فكر ميكنم يك بچه(كه ميتونه خودش يك همجنسگرا يا دگرجنسگرا باشه) به حضور و وجود پدر و مادر احتياج داره و كلي مشكلات و مسائل رواني ميتونه واسه اون بچه در آينده پيش بياد. پس بهتره به مشكلات خودمون بپردازيم! هنوز جفت پذيري ما همجنسگرا ها مورد ترديد و ناباوري خيلي هاست!
در ضمن سكس جزئي از زندگي طبيعي يك زوج هست چه همجنسگرا و چه دگرجنسگرا! امكان ندارد زندگي بدون سكس شكل بگيرد يا دوام بياورد. حالا اگر شكلش را يك دگر جنسگرا نتواند بپذيرد از نگاه او شايد اين مساله قابل درك باشد و البته اين ديدگاه زماني شكل ميگيرد كه به سكس به عنوان ابزاري صرفا جهت ارضاء بنگريم. در صورتيكه ديدگاه من يا ما اينگونه است كه سكس را به عنوان نهايي ترين شكل ابراز عشق و علاقه ميتوان نگريست. ابزاري كه پيوند 2 نفر متصل به يكديگر را استحكام مي بخشد.
ژانویه 6, 2007 در t 10:59 ب.ظ |
چشم ما روشن. نمی دونستم که یک همجنسگرا هم میتونه نژاد پرست باشه. اقای نیما چرا شما نسبت به اسم عربی اینطوری برخورد میکنی؟ از کمبود دلیل و مدرک در تآئید همجنسگرایی است و بحساب کم آوردی یا اینکه ندانسه خودت نژاد پرست هستی؟
یک بخش همجنسگرایی سکس هستش این دیگه انکار نداره. درست همانطور که یه بخش دگرجنسگرایی هم سکس هستش. دو نفر عاشق هم میشن و با کشش و محبت و… به ارضا
میل جنسی خودشان که بخشی از احساس گسترده آنهاست رو می آورند حالا چه همجنسگرا باشن چه غیر همجنسگرا. عیب و ایرادی هم نداره. اما من از این عصبی هستم که ضدیت با عربها و یا همان نژاد پرستی در قشری که خودش در نتیجه ناآگاهی و تبلیغات از حقوقش محروم شده،( یعنی همجنسگراها) هم پیدا بشه. آقای نیما تو نسبت به عرب های خوزستان که همجنسگرا هستن و سرکوب میشن چه احساسی داری؟ نسبت به همجنسگراها تو کشورهای عربی چه؟ یا همجنسگراها تو آفریقا و… مگر محمود و ایاز که سال گذشته اعدام شدن و همجنسگراهای ایرانی براشون کلی سر و صدا کردن عرب نبودن؟ چرا شما فرد مخالفی که اینجا کامنت گذاشته را به صرف داشتن اسم عربی بی مقدار میدونین. عجبا. معلومه که تئوریسین های همجنسگرای وطنی خیلی کارها براشون باقی مونده و مهمترینش اینه که به قشر خودشون آگاهی و انسان بودن فارغ از اسم و نژاد و رنگ و قبیله را یاد بدن بعد بیان به بقیه درس حقوق بشر و زادی و برابری انسانها یاد بدن. اشتباه نشه من با حقوق همجنسگراها مخالفتی ندارم درست به همان شکل که با نژاد پرستی هم مخالف هستم با نقض حقوق همجنسگرایان هم مخالفم. نه اینکه ما از حقوق بشر و برابری انسانها فقط وسیله ای برای امیال و اهداف خودمون استفاده کنیم و بعد هر جا به نفع ما نبود ان را زیر پا بگذاریم.
ژانویه 6, 2007 در t 11:16 ب.ظ |
دوست عزيز سلام……ممنون كه خبرم كردي به خاطر پست جديدت.ميدوني من فكر ميكنم ما ها اول خودمون بايد خودمون رو باور كنيم.اگر همه همجنس گرايان ايران به خودشون به عنوان يك انسان حق زندگي بدن بقيه هم مجبور ميشن اونجوري كه هستن قبولشون كنن.متاسفانه بعضي از ما دچار خودسانسوري هستيم و هميشه ترس از اينكه بقيه از اميال ما آگاه بشن باعث ميشه نتونيم خود واقعيمون باشيم.مردم و خانواده در نهايت ما رو باور ميكنن به شرطي كه اول خودمون خودمون رو باور كنيم.من زماني ميترسيدم از اينكه خانواده و اطرافيانم از اميالم چيزي بدونن.ولي وقتي تصميم گرفتم خودم باشم هيچ چيز مانعم نشد و الآن خيلي راحت با خودم و بقيه كنار اومدم…….شايد اولش يه كم سخت باشه ولي بعد ميبيني زياد هم سخت نبوده…..در ضمن من هم آپ كردم.ممنون ميشم به من سر بزني.
ژانویه 7, 2007 در t 11:16 ق.ظ |
اگر شماها مطلب من را درست خوانده باشید و همچنین آن کامنتی که گذاشته ام متوجه خواهید شد که من نوشته ام هر کس به خودش مربوطه که ببینه آیا می تونه فرزندی داشته باشه یا نه. من خودم آدمی ام که دوست ندارم فرزند داشته باشم. اما خوب به نظر من اگر یک همجنسگرا بخواد می تونه کودکی را به فرزندی قبول کنه یا حتی یک لزبین باردار بشه. سخن دیگر من اینه که من همیشه گفته ام که همجنسگراها هم مثل بقیه اند. ما همجنسگرای نژاد پرست داریم، همجنسگرای دموکرات داریم، کرد، لر، مسیحی ارمنی، عرب و…. من خودم اگر عرب بودم یا کرد یا افغانی یا کانادائی اصلا برام فرق نمی کرد. الان هم که ایرانی ام اصلا برام مهم نیست. انسانها همه از نظر من برابر هستند. به همین دلیل می گویم همجنسگراها هم مثل بقیه اند. یعنی ما ممکنه همجنسگرای قاتل هم داشته باشیم. ممکنه همجنسگرای عارف هم داشته باشیم. صد بار هم نوشته ام وقتی می گوئیم همجنسگرائی تنها سکس نیست به این معنیه که ما هم مثل بقیه به مسائل دیگر زندگی هم می اندیشیم. اما متأسفانه تا اسم همجنسگرائی میاد همه حرف سکس را پیش می کشن. مثلا من اگر با یکی چت کنم بگم لزبینم فورا حرف سکس را پیش می کشه. در حالیکه من توی زندگیم به خیلی چیزهای دیگه اهمیت می دهم. اینکه می فرمائید یک همجنسگرا اگر می خواد با یکی ازدواج کنه عاشق کفش و لباسش نمی شه سکس مد نظرشه، خیر، یک همجنسگرا هم درست مثل بقیه برای ازدواج با همجنس خیلی مسائل را در نظر می گیره. شما خودت همسر فعلی یا اگر ندارید همسر آینده خود را بر چه اساسی انتخاب می کنی؟ فقط بر مبنای سکس؟ خیر. بر مبنای خیلی چیزهای دیگر هم هست، حتی خیلی ها بر مبنای همان کفش و لباس انتخاب می کنن. چه همجنسگرا باشند چه دگر جنسگرا. بستگی به خود شخص داره. هر کسی برای انتخاب همسر یا پارتنر یک معیاری داره، که گاهی هم این معیارها خیلی ظاهری و پوچ هستند. حرف ما اینه که ما همجنسگراها هم برای انتخاب شریک جنسی مثل شماها عمل می کنیم و این بسته به افراد مختلف با هم فرق می کنه.
ژانویه 7, 2007 در t 2:24 ب.ظ |
یک نکته دیگری که الان به ذهنم رسید در مورد این جمله که وقتی ما می گوئیم همجنسگرائی یعنی گرایش احساسی و عاطفی نسبت به همجنس و تنها به معنای ارضای جنسی نیست عنوان کنم این است که خودِ ارضای جنسی یک مسئله فیزیکی و روانی است. یعنی من همجنسگرا اگر تمرکز کنم و تلقین توسط جنس مخالف می تونم ارضا بشم و شمای دگرجنسگرا هم توسط جنس موافق می تونید ارضا بشید، ما حتی به کمک اشیا هم می تونیم خودمان را ارضا کنیم. اما شما همینکه می بینید طرفتون از جنس موافق است حالتون بد می شه و ما هم وقتی می بینیم طرفمون از جنس مخالفه حالمون بد می شه. و این حال بد شدن فقط به خاطر رویاروی شدن با جنسی است که ما آنرا دوست نداریم و به معنی ارزش قائل نبودن برای طرف مقابلمان و تنفر از شخص او نمی باشد. ضمنا لطفا اول کامنتهای من را در این صفحه بخوانید و بعد اگر باز مورد دیگری هست مطرح نمایید. چون من تا حالا یک مطلب را چند بار عنوان کرده ام و بعضی از شما ها باز همان حرف اولتون را می زنید.
ژانویه 8, 2007 در t 5:57 ب.ظ |
خيلي جالبه كه ايرانيها كم كم دارن ايراني بودنشون رو بهش بي اعتنا ميشن، خوبه ديگه وقتي ريئس جمهور بگه كه اگه مسلم بودن معنيش اينه كه عرب بايد باشيم پس همه ايران عربه ديگه چه توقعي از بقيه ميشه داشت.
ژانویه 9, 2007 در t 9:43 ق.ظ |
اگر منظورتون به آن چیزی است که من نوشته ام، باید خدمتتون عرض کنم که بنده هیچ وقت برام مهم نبوده که یک ایرانی هستم. چون من فکر می کنم که هرجای دنیا که به دنیا می آمدم برای من فرقی نمی کرد. اگر قرار بود یک انسان خوب یا باهوش باشم، باز هم همان انسان بودم و اگر قرار بود بد ذات یا کودن باشم همان می شدم. دیدگاه من بین المللی است و برای من همه انسانها با هم برابرند. ضمنا اگر شما به ایرانی بودن خود افتخار می کنید، مطمئن باشید که اون آلمانیه هم به آلمانی بودن خود افتخار می کنه و فکر می کنه بهتر از شماست و اون کانادائیه هم همینطور و اون عربه یا ترکه هم همینطور. هر کسی فکر می کنه نژادش بهتر از بقیه است. همین شمائی که دم از ایرانی بودن می زنی توی آمریکا یا آلمان بگو من ایرانی ام ببین چطور باهات رفتار می کنن. همان رفتاری را با تو دارند که تو در ایران با یک افغانی داری. اما من به این مسائل سطحی توجهی نشان نمی دهم و ارزش انسانها را در دین یا مذهب، جنسیت یا نژآد و یا اعتقاد یا عدم اعتقاد به خدا نمی دانم. ارزش انسانها تنها به انسان بودن آنهاست.
ژانویه 9, 2007 در t 6:16 ب.ظ |
دختر لزبین. جدآ حرف دل من را زدی. باعث افتخار است که دختران خوش فکر و فهمیده ای مثل تو توی این کشور داریم. برات آرزوی موفقیت می کنم.
ژانویه 10, 2007 در t 12:43 ق.ظ |
دو مطلب آخری رو خوندم . زیبا بود .
من داخل وبلاگم لینک کردم تیز بین رو .
پایدار باشید .
ژانویه 10, 2007 در t 10:07 ق.ظ |
salam,man k bay hastam va az hame khosham miad.ama enghade delam mikhad k bacham 2ta mamn dashte bashe.chi mishe mage?bachehe taze koli hal mikone
man daram kam kam ba mamanam masaele hamjensgaraeeo matrah mikonam va un kheili roshanfekre va az hamjensgaraee badesh nemiad va mige hameye adam ham bad daran va ham khub
kash bejaye inke inhame vaght tuye net mikardim,kami ham be fekre iran budim.kash mishod tu iran hamjensgaraha ye jahaye khosusi baraye khodeshun dashte bashan ,bedur az cheshme rezhim va unja ba mardome adi darbareye homo harf mizadim
ژانویه 10, 2007 در t 3:17 ب.ظ |
بازگشت کاترینا
ژانویه 10, 2007 در t 4:05 ب.ظ |
ممنون از لطف شما دوستان. من یک کلیپ ساخته ام که شامل منشور حقوق بشر هستش هر کس خواست برای من ای میل بفرسته و در قسمت سابجکت بنویسه در خواست کلیپ منشور حقوق بشر.
ژانویه 12, 2007 در t 4:08 ب.ظ |
سلام دوست عزيزم..ممنون كه به من سر زدي و ممنون از كامنت و ايميلت.باعث خوشحاله كه لينك من رو در وبلاگت قرار بدي.لينك تو رو با اجازه ات در وبلاگم قرار ميدم.باعث افتخار منه كه لينك تو در وبلاگم باشه….موفق و پيروز باشي.ِآدرس من هست:
http://ali-lohrasbg.blogfa.com
ژانویه 12, 2007 در t 5:27 ب.ظ |
مطلب شمارو كامل خوندم
به شناخت كامل خود رسيده ايد
آرزوي موفقيت براتون دارم
دوست شما آرام
ژانویه 19, 2007 در t 7:22 ب.ظ |
سلام دوستان من این نوشته های شما رو میخونم اما بطور کامل و واضح متوجه معنی کلماتی مثل لیزین یا گی نمیشم البته میدونم چیه ولی بطور کامل درک نمی کنم ممنون میشم اگه بیشتر از خصوصیات فیزیکی و روحی این عزیزان بنویسید
ژانویه 20, 2007 در t 3:03 ب.ظ |
امید جان من سعی می کنم یک مطلب در این مورد تهیه کنم. البته با اطلاعاتی که از مجله ماها و یکی از دوستانم کسب کرده ام. ممنون از نظرت.
مارس 28, 2007 در t 8:52 ب.ظ |
من یک ترنس هستم و فکر می کنم کسانی ترنس نباشند هرگز درک درستی از این مطالب ندارند و فقط فکر می کنند که اگر من به یک پسر علاقه مند هستم بخاطر اینکه می خوام اون من را بکنه . نه من می خوام با اون زندگی کنم و یک همسر خوب برای اون باشم. ولی با همجنس گراها مخالفم چون اون ها بیشتر به دنبال رفع مسئولیت و هوس هستند گرچه شاید جون من اون ها درک نمی کنم این را می گم ولی امیدوارم خدا به همه ما که افکاری به غیر جامعه داریم صبر و قدرت تحمل و راهی برای خلاصی نشان بدهد
مارس 31, 2007 در t 2:47 ق.ظ |
in moredi ke shoma goftin kamelan sahih ast.Dastane trans va hamjens baz do magholeye motafavet ast.Amele trans yek jaheshe zhenist ke khode ensan dar jaheshe oon hich naghshi nadare.Yek kodake natavan vaghty be donya miyad nemidone ke trans hast ya nist ya jahashe zheni dar maghze o anjam shode va baese aghab oftadegiye o shode,ya jahashe zheni dar ghalbe on anjam shode va baese taghirate physicy dar ghalbe o shode.Pas in vasat khodet ensan taghsiri nadare.MOrede trans yek morede jensi hast na yek morede ravani .Vali mozoe hamjens baza yek mozoe ravaniye .yek meghdaresh talghine be khod,Yani 90% in ghaziye talghiniye taraf ba khodesh mige man az in pesare khosham omade hatman bayad karesho begiram na azizam age kare har kasio ke azash khoshet miyad begiri moshkele ravani dari.Asan koja to kodom ghamoos gofte ke 2 ta adam az jense movafegh nemitonan hamo doost dashte bashan.asheghe ham bashan va baraye ham joon bedan????Chera nemitonan khobam mitoonan.AMA INKE ASHEGHE DOOSTET BESHI KE AZ JENSE TOE VA HAVAS KONI KE KARESHO BEGIRI YA OON KARETO BEGIRE IN MOSHKEL YE MOSHKELE RAVANIYE ,ROOOHIYE ,ATEFIYE ,KHANEVADEGIYE ,VA……..
kASI KE BA RAFIGHESH YA HAR KASI AZ JENSE KHODESH SEX MIKONE SERFAN BEKHATERE INKE AZASH KHOSHESH OMADE BAYAD HARCHE SARITAR KHODESHO BE YE PEZESHKE RAVANSHENAS MOAREFI KONE CHON BE JOR AT MIGAM RAVANIE.sOALI ENTEGHADI HAST MAN DAR KHEDMATAM.
مارس 31, 2007 در t 2:59 ق.ظ |
KHanome lezbian dar ye comment goftan ke hamjens geraha mitonan aref ham bashand mishe khahesh konam ye 2 3 nemone az in orafaye hamjens bazo nam bebarid albate khahesh mikonam dobare molavi va shamse tabrizi ro ghatie masale nakonin chon baraton tooye ghesmate jameye baz jameye baste tozih dadam dar moredesh age tojih nashodin soaleto hamonja befarmayeen.Sanian aghaye goftan ke ba madareshon raje be hamjens geraye sohbat mikonan va madareshon ham chandan negative ro in masale nistan.MIkhastam be ishon arz konam ke madaretoon ba in kar shomaro nabood mikonand.KHooneye ke tosh esme khodavand nabashe ,khoneye ke tosh sobh ba yade hamoni ke behet zendegi dade roozeto shoro nakoni , khoneye ke babate barekati ke to sofrat ovorde shokresho be ja nayari intori mishe ke bejaye esme khoda esme hamjens bazio in harfa miyad vasat .Vaghean in veghahate ke madare yek nafar bachasho tashvigh va tojih be amale hamjens bazi bokone.Che mosibati az in bad tar ke madari ke bayad paye gozare nasl va naslhaye badi bashe ,yek nasl ro kharab kone va tashvigh be ham jens geraye kone.Doos aziz man vaghean barat moteasefam ama man daghighan fazaye khonato tajasom mikonam.Az hamchin madari baed be nazar nemirese ke chenin pesari be donya biad ke arezoosh be jaye residan be kamal in bashe ke dar iran makanhaye makhfiyane baraye hamjens baz ha dorost beshe.Vaghean barat moteasefam .
ژوئن 1, 2008 در t 7:09 ق.ظ |
sallam.manam yek lezbianam.albate yeki az oon moteasebash……….az bachegi bahame fargh dashtam…kheily ha ham negahe aval migan pesaram .to bashgaham ba hame fargh mikonam kheily morede tavajoham…vali khob che mishe kard….
ژوئن 23, 2008 در t 8:57 ق.ظ |
سلام من یه همجنسهگرا هستم اما مامانم از الان هم عروسش رو انتخاب کرذه نمی دونم چرا هیچ کس ما رو نمیفهمه من خیلی میترسم اینو بگم دیگه از زندگی سیرم با اینکه 20 سالامه اما فکر میکنم خیای وقته که دنیا رو اشکال کردم در ضمن دیگهههه نگین که چگونه همجنسگرا شدین ما همجنسگرا بودیم اگه هم خیای علاقه دارین که بدونین چطوری همجنسگرا شدیم لطف کنید از خدا سوال کنید هرچند که ما از خدا سوال نمیکنیم که چرا دیگران همجنسگرا نیستن.اما خذا مارو بیشتر دوست داره .ارش یه همجسگرای خوشکله تبریزی.
سپتامبر 28, 2008 در t 9:37 ق.ظ |
خر برو كس بكن تا جون بمونى
فوریه 28, 2009 در t 1:22 ب.ظ |
salam.man etefaghi be in safhe oomadam.man 18 salame va alan dar philipin zendegi mikonam.man vaghti 15 salm bood asheghe ham madreseim shodam.va hanoozam hastam.hamishe dokhtare tanhayi boodam va az nazare ehsasi gerayeshe khasi nesbat be dokhtarhaye dige daram.ama mitarsam…mitarsam be digaran begam ke man lezbianam.in avalin barie ke daram in mozooro fash mikonam hata minevisam.dar hale hazer ba kasi rabete khasi nadaram.nokteye dige inke chon man khodamro shabihe pesarha mikonam,masalan hamishe mooham kootahe,hamishe tshirt taname va arayesh nemikonam ,hich pesari az man khoshesh nemiad,hala shayad ba khodetoon begid ke oghdei shodam?na fekr nakonam intori bashe .man ham yek lezbianam
ژوئن 8, 2009 در t 8:59 ق.ظ |
سلام
خوب چرا؟!!! شما می تونید با پسرهایی که روحیات لطیف تری دارن ( منظورم دو جنسه ها نیست ) رابطه برقرار کنید. یکی از دلایل مهم در گرایش به جنس موافق در خانم ها احساس خشن بودن مرد از لحاظ عاطفی و جنسی است. در صورتی که این صحیح نیست.
بگذارید رک به شما بگویم هیچ گاه لذت و آرامش و امنیتی که یک دختر در اغوش پسری که عاشق اوست پیدا می کند در آغوش هم جنس خود پیدا نمی کند. عشق و محبتی که دو دختر به هم می دهند هیچگاه به لذت آن محبت و آرامشی نیست که جنس مخالف به هم می دهند. این هم بگویم که دو دختر لز همیشه در رابطه شان در آرزوی آلت تناسلی یک مرد حقیقی می مانند و سعی می کنند این احساس را با اشیای دیگر ارضا کنند که هرگز لذت آن را به شما نخواهد داد. هرگز گرمای منی همسر و آلت تناسلی وی را در خود حس نخواهید کرد. اکثر دختر ها به همجنس خود تا حدودی گرایش دارند اما این نباید مانع از رابطه عادی انها با پسرها و ازدواج آنها شود.
در ضمن نمازتان هم بخوانید. چه ربطی دارد؟!! اگر رابطه جنسی با دختری مانند خودتان برقرار کنید در صورتی که مجرد باشید حکم آن در صورت حد داشتن صد ضربه شلاق است که معادل حکم یک بار استمنای یک پسر است. هر چند این ها گناه بزرگی است و رسول خدا می فرماید مثلا کسی که با دست شهوتش را خارج کند( استمنا) ملعون است . ( در نتیجه کلا این اعمال مورد ناراحتی خدا واقع می گردد.) اما شما می توانید با نماز خواندنتان و یاری خواستن از خدا هم وضع روحی خود را بهبود بخشید و هم دعا کنید تا این گرایشات جای خود را به گرایشات عادی دهند و پسری مناسب با صلیغه شما در راهتان قرار دهد. ( قرآن کریم: خداوند بخشنده و مهربان است و بخشنده تمامی گناهان است)
من خودم هم گرایشاتی انحرافی داشتم که خداوند هدایتم کرد و اکنون از حالات قبلی خودم حالم به هم می خوره و خوشحالم که خداوند گرایشاتم را به حد عمل نگذاشت برسد.
یا حق