مبتلایان به اچ. آی. وی و مسئله علنی شدن

By tizbin

گردآوری و تهیه و تنظیم : تیزبین

12 آذرماه 1385

مقدمه : بعد از اطلاع فرد از ابتلا خود به ویروس عامل ایدز یعنی اچ. آی. وی، مدت زمانی لازم است تا فرد مبتلا با وضعیت جدید سلامتی خود خو بگیرد. این مدت زمان که مراحل مختلفی دارد در واقع پروسه ای است که طی آن به خود یابی فرد مبتلا و پذیرش  موقعیت و شرایط جدید زندگی اش منتهی می شود و بسته به عوامل گوناگونی از جمله توانایی ذهنی فرد، شناخت، دانش و اطلاعات او از بیماری، شرایط و فرهنگ خانوادگی، اجتماعی و محیطی و همچنین امکانات موجود برای مبتلایان، مدت زمان آن بسیار متفاوت است. این پروسه از مرحله رد و انکار شروع و بعد به افسردگی و گوشه گیری می انجامد و همینطور ادامه می یابد تا در آخر به مرحله ای می رسد که علنی کردن وضعیت خود به دیگران به یک نیاز درونی ( و انسانی) در فرد مبتلا فرا می روید. در این مطلب به همین مرحله آخر یعنی نیاز به علنی کردن پرداخته می شود.

 پروسه علنی کردن خود بعنوان حامل ویروس ایدز در مبتلایان،  به پروسه ای که  معمولآهمجنسگرایان برای علنی کردن گرایش همجنسگرایانه خود طی می کنند،  بی شباهت نیست و جرقه آن ناخواسته و ناآگاهانه از همان لحظه ای زده می شود که فرد از وضعیت خود اطلاع می یابد. اما بعد ازمدتی و طی مراحلی، که  زمان آنها در افراد مختلف متفاوت است، آنگاه که شناخت، دانش و اطلاع فرد از وضعیت خود به آن اندازه رشد می کند که به پذیرش قلبی و باطنی خویشتن خویش او می انجامد،  آنوقت  این پذیرش درونی بنوبه خود به رشد و شکل گیری نیازهای تازه ای  منجر می گردد که همان نیاز به علنی کردن خود می باشد. به این خاطر که تنها پذیرش و کنار آمدن فرد با وضعیت و موقعیت خود کافی نیست و به رضایت درونی کامل نمی انجامد. چه اگر فرد، بنا بر شرایط،  ناچار به پنهان کردن این راز خود شود آنگاه بشکلی احساس کمبود می کند و حمل راز درون به تنهایی برایش سخت و غذاب آور خواهد بود. پس پذیرش این هویت دارای دو بخش است؛ یکی پذیرش خویشتن خویش و دیگری اعلام آن به دیگران و آن هم بر اساس روانشناسی انسان و نیاز او به رفع تشویش و اضطراب، ترس، تضاد و احساس عذاب وجدان ( یا گناه)، نیاز به درک شدن و مورد احترام واقع شدن از سوی اطرافیان و جامعه، نیاز به خود بودن و خلاص شدن از ماسک های دروغین، نیاز به دوستی و رد و بدل کردن مهر و عاطفه با دیگران، نیاز به احساس امنیت و آرامش و غیر.

  احساس کامل بودن تنها در تصور فرد از خود کافی نیست بلکه انسان  دوست دارد و محتاج این هم هست که بداند دیگران در باره اش چگونه فکر می کنند و  ایندو ( تصور فرد از خود و تصور دیگران از او)  باعث میشوند که فرد بنوعی به ارزش، جایگاه و موقعیت خود واقف شود. همه این نیازها دست به دست هم داده و نیاز کلی یعنی نیاز به علنی کردن را به دغدغه اصلی ذهن فرد تبدیل می کنند و به جنگ و گریزی در درونش دامن می زنند که تنها رسیدن به مقصود ( یعنی علنی کردن خود) به خاتمه جنگ درون و صلح و آشتی در باطن او می انجامد و بس. با این حساب نیاز به علنی  شدن یک خواسته انسانی درونی است که به آرامش و صلح و صفای درون فرد می انجامد.

علنی کردن خود اما هزینه دارد؛ نمی توان یک تنه به جنگ پیش داوریها، تبعیضات و تعصبات رفت.  علنی شدن تنها به رقیق کردن و در بهترین حالت زدودن تعصبات و ذهنیت منفی بخشی از اطرافیان و نه کل اجتماع کمک می کند و همین باعث می گردد که فرد بعد از علنی کردن خود بطور مداوم در شرایط و موقعیت هایی قرار بگیرد که مرتبآ مجبور به توضیح ( و تفسیر) خود به دیگران شود. هر چند اینکار به فرهنگ سازی کمک می کند اما نیرو، انرژی و قدرت استقامت ذهنی و درونی زیادی می طلبد که همه از آن برخوردار نیستند. پس تحمل پیش داوریها و تعصبات دیگران ضمن پذیرش خویشتن خویش و در مواقعی خاص اعلام آن به بخشی از اطرافیان و دیگران ( دست چین شده) میتواند یک راه حل میانی باشد.

 بسیاری از افراد بنا بر شرایط و موقعیت و بعضی عوامل دیگر، درجات مختلفی از همین راه میانه را برمی گزینند. با این توضیحات مشخص می شود که چرا علنی کردن خود یک پروسه و امر کاملآ شخصی و خصوصی است که طول مدت آن برای همگان یکسان نمی باشد.  کنترل خود فرد بر این پروسه بسیار مهم و حیاتی است. لازم به گفتن نیست که اجبار افراد به علنی کردن خود باعث می شود که او حس کند کنترل خود بر یک پروسه شخصی را از دست داده و چه بسا او را به عقبگرد یا انزوای بیشتر بکشاند و ضربات روحی و روانی شکننده ای بر او وارد کند. با این حساب دادن اختیار کامل پروسه علنی شدن به فرد و احترام به تاکتیک های فردی او در این مسیر باید مورد قبول همگان واقع شود.

افراد مبتلا به ایدز و کلآ افراد گروه های اجتماعی تابو زده در جامعه ما از داشتن الگوهای مثبت خاص خود محروم هستند. همین به احساس عدم امنیت، تنهایی و ایزوله بودن آنها دامن می زند و پروسه علنی کردن را بسیار پیچیده و سخت می نماید، بخصوص که امکان دست رد به سینه زدن و درک نشدن  توسط دیگران در کشوری که این مسائل در آن از جمله رازهای مگو بحساب می آیند، بسیار زیاد است.در امر علنی کردن خود، قبل از صحبت  با دیگران فرد مورد نظر بایستی پیشاپیش مسائلی را برای خود در نظر بگیرد و عواقب کار را بسنجد؛ از جمله اینکه این تصمیم او کاملآ شخصی است،  مسئله دیگر اینکه قصد دارد خود را برای چه فرد یا افرادی علنی کند؟ در چه شرایط، مکان، موقعیت و لحظاتی، و اینکه دیگران در برابر اعلام خبر چگونه واکنش هایی ممکن است از خود بروز دهند.  اگر واکنش آنها مثبت باشد که هیچ اما اگر عکس العمل آنها منفی از آب درآمد، آنوقت واکنش من نوعی چه خواهد بود؟

روشن کردن این مسائل برای خود و آمادگی  برای برخوردهای احتمالی، قبل از برملا کردن راز خویش مهم است و از خراب شدن روحیه فرد و پا پس گذاشتن در پروسه علنی کردن،  تا حدود زیادی جلوگیری می کند.علنی شدن عمومآ با تقسیم راز درون با نزدیکترین و خصوصی ترین فرد یا افراد دور و بر شروع می شود که ممکن است یک دوست همکلاسی، یک همکار، یک رفیق یا همدمی از اعضای خانواده باشند. آماده کردن طرف مقابل  برای شنیدن راز دورن هم ضروری است؛  پس انتخاب زمان، لحظه و موقعیت مناسب و حتی آماده سازی فضا و شرایط برای طرح مسئله را باید در نظر گرفت. این موضوع ( لحظه و شرایط و موقعیت مناسب) بشکلی به آماده کردن ذهنی طرف مقابل برای شنیدن رازی مخفی و مهم کمک می کند و از نظر روانی امکان واکنش منفی او را به حداقل می رساند. بخصوص اگر فرد مبتلا موفق شود بطرف خود بفهماند که تقسیم راز  با او بر اساس اعتماد، ارزش و  دوستی عمیق صورت گرفته و انتظار متقابلی که از او دارد این است که حداقل این راز را پیش خود نگه داشته و اگر سئوال یا ابهامی دارد میتواند  مطرح کند. همین نکته مسئله مهم دیگری را بمیان می کشد و آن اینکه فرد مبتلا می بایست از قبل اطلاعات و دانش کافی از ویروس  اچ . آی. وی.، راههای سرایت آن و امکانات موجود برای مبتلایان در جامعه برخوردار باشد تا بتواند در صورت لزوم به سئوالات طرف خود جواب دهد یا راهها و امکانات دریافت اطلاعات صحیح را به او معرفی کند. موضوع دیگر آنکه راز خود را باید در شرایط و موقعیتی  به فرد یا افراد دیگر برملا کرد که از نظر زمانی مشکل وقت پیش نیاید و زمان کافی برای بحث و صحبت و سئوال و جواب احتمالی وجود داشته باشد بدون آنکه مجبور به قطع صحبت شد. پس انتخاب محل و در نظر گرفتن زمان کافی هم مهم است و از قبل می بایست آن را در نظر گرفت.

در صحبت با طرف مقابل بهتر است از اتهام زنی یا برانگیختن احساس ترحم طرف خودداری شود. بعد از مقدمه چینی چنین جمله ای تا حدودی میتواند مؤثر باشد:  ” من اینطور هستم، حامل این ویروس می باشم، مسئولیت خودم را می شناسم، احساس ترحم و شفقت لازم ندارم، میخواهم از این ببعد اینطور زندگی کنم و بعد از مدتها  با خود کلنجار رفتن تصمیم گرفته ام که صادقانه این راز خودم را با تو بعنوان یکی از نزدیکترین افراد بخودم در میان بگذارم. حامل ویروس ایدز بودن افتخاری ندارد اما واقعیت زندگی من و خیلی های دیگر است. حامل این ویروس بودن بمنعای محکومیت به مرگ زودرس نیست و از این ببعد میخواهم خودم باشم و برای خودم زندگی کنم. از دروغ گفتن و ماسک زدن بیزارم و دوست ندارم پنهان کاری کنم اما جار هم نمی زنم بلکه تصمیم گرفته ام دوستان خصوصی و نزدیکم را از شرایطم مطلع کنم.و……” و بعد  طرح این سئوال که ” نمی دانم خود تو تا چه اندازه  از این ویروس شناخت داری اما اگر سئوال یا ابهامی داری میتوانی مطرح کنی، شاید بتوانم به سئوالاتت جواب دهم.”

 برخوردار بودن مبتلایان به ویروس اچ. آی. وی.  از جوانب مختلف بیماری ایدز، راههای سرایت ویروس آن، درمان و امکانات موجود در جامعه نه تنها کمک می کند که مبتلایان موقعیت و شرایط خود را بپذیرند بلکه در تقویت احساس مسئولیت اجتماعی آنها هم مؤثر و طی کردن پروسه علنی شدن آنها را هم تسهیل می کند. از آن گذشته به افراد مختلف امکان کسب دانش و اطلاعات صحیح در اینباره را هم می دهد. به همین سبب مسئولان و دست اندرکاران می بایست اهمیت ارائه دانش و اطلاعات گسترده به مبتلایان را هر چه جدی تر بگیرند.

اعلام راز درون و شرایط و موقعیت شخصی به نزدیکترین افراد میتواند مشکل ترین اما در عین حال آرامش بخش ترین کارها باشد چرا که به اعتماد به نفس بیشتر، احساس امنیت و آرامش زیادی در فرد می انجامد.  باید بخاطر سپرد که  بسیاری از خود افراد مبتلا هم در روزهای اولیه اطلاع از ابتلا خود به این ویروس،  از پذیرش آن سرباز زده و یا واکنش هایی منفی و عجولانه از خود بروز داده اند. بنابراین دادن وقت کافی به طرف مقابل برای هزم خبر،  تفکر و تعمق در مسئله و پذیرش واقعیت را نباید از یاد برد. همچنین باید آمادگی آن را داشت که در صورت درخواست طرف بتوان جزوات، مقالات و نوشته های علمی در باره ایدز را در دسترس او قرار داد یا به او معرفی نمود.

هر چند که دانش و اطلاعات فرد مبتلا در باره بیماری و نیاز او به یافتن جایگاه و موقعیت جدید و اعتراف اجتماعی به این هویت در بیشتر اوقات فرد را به سمت علنی کردن  بیماری خود می کشاند اما  بدون اغراق میتوان گفت که شرکت در گروهها و انجمن های حمایتی خاص بیماران و مبتلایان و گرفتن نقش فعالی در آنها به اعتماد به نفس و زدودن آثار مخرب افسردگی می انجامد ونه تنها پروسه پذیرش خود و علنی کردن را تسریع می کند بکله امکان مقابله با تبعیضات و پیشداوریها را هم افزایش می دهد و از مضرات علنی کردن برای خود فرد می کاهد. بهمین سبب تجمع افراد  مبتلا به ویروس اچ. آی. وی و دیگر مبتلایان به بیماری ایدز در گروهها و انجمن های خاص خود و حمایت و همیاری آنها به هم  و بوجود آوردن امکانات مشاوره، تفریح و……بسیار ضروری است.  این کار به افراد جدیدآ مبتلا هم  امکان می دهد که سریعتر از افسردگی و ایزوله بودن بدر آیند و هر چه سریعتر با موقعیت جدید خود خو بگیرند. 

 کاستن از رنج و ستم وارده بر انسانها وظیفه انسانی همگان است،  اما خود افراد درگیر می بایست در امر ستم زدایی و کاهش رنج و مشقات خود پیشقدم شوند تا از آنها افسون زدایی شود و جامعه چهره آنها را ببیند. آنگاه  پذیرش و احترام به آنها آسان تر خواهد شد و چه بسا  که بسیارانی هم به حمایت فعال از آنها برخیزند.با این حساب  بعد از دانش و آگاهی، متشکل شدن و علنی کردن دو ستون مهم برای ستم زدایی، اصلاح فرهنگی و دست یابی به حقوق و برابری است.

 مبتلایان به ویروس عامل ایدز که خود را علنی می کنند غنیمتی برای جامعه  ما می باشند که به ساختار سازی اجتماعی، زدودن تعصبات،  پیش داوری و شناخت بیماریها یاری می رسانند. چه این مهم یعنی مقابله با بیماری ها و خلاص شدن از تعصبات  یک کار فرهنگی. پس قدر آنها که رنج و محنت علنی شدن را بجان خریده، راز خود را با ما در میان می نهند و ما را با خطرات،  زشتی ها و عیوب جامعه آشنا می کنند، بدانیم و آنها را پاس بداریم.

14 نظر to “مبتلایان به اچ. آی. وی و مسئله علنی شدن”

  1. زيتون می گوید:

    تیزبین جان از همه نظر عالی بود…
    حتما بهش لینک می‌دم… اگه یادم رفت خواهش می‌کنم گوشمو بکش.

  2. keyhoo می گوید:

    sallam tizbin jan
    az inkeh be man sar zadi mamnonbam
    ba tabadol link movafagham

  3. irqo می گوید:

    سلام
    وبلاگی که نقد سازمان بود و اعتراض به نامه هلیا آپ لود شده و برید ببینید.
    http://naghdeman.blogfa.com

  4. جنگاور می گوید:

    چرا درباره ی نقش گسترده ی همجنسبازان در انتشار این ویروس(به همراه ویروس “بی اخلاقی”)در جامعه ی انسانی چیزی نگفته اید؟ سرنوشت تمام انسانهایی که خداوند را فراموش کرده به صف لشکریان ابلیس درآیند تنهایی در دوزخ درونشان است! ایدز تنها گوشه ای از این فساد اخلاقی است که شما از آن حمایت می کند(و حتی شاید خودتان هم به آن مبتلا باشید!)، همه اش برای خویشتن و جامعه عذاب و فساد و بیماری است. رنج ٍ دیدن ٍ دیگرانی که با روابط سالم انسانی مراحل طبیعی زندگی_از دوستی تا تشکیل خانواده_را یکی پس از دیگری سپری می کنند از یک سو ، سوختن در آتش شهوات غیرطبیعی به همجنس خویش از سوی دیگر این افراد را آزار می دهد. ایدز بیماری کسانی است که خدا تردشان کرده: سیاه پوستان دبنگ و کم شعور، همجنسبازان، معتادین به مواد مخدر، هوسبازان و زناکارن!

  5. بابک خرم آبادی می گوید:

    سلام
    چرا این دوستان همجنسگرایان را متهم می کنند آیا تنها راه انتقال آن واقعا همین است مگر هتروسکشوال ها رابطه ندارند و از آنها این ویروس منقل
    نمی شود.
    در مورد مسئله علنی شدن هم خدمتتون عرض کنم که واقعا خیلی جای کار دارد تا به عنوان یک ارزش در جامعه مطرح گردد

  6. شبنم می گوید:

    تیز بین عزیز، مطلبی راجع به ایدز نوشتم و از لینک این سه مطلبی که درباره اش نوشتی، استفاده کردم. در ضمن خیلی خوشحالم که با این وبلاگ آشنا شدم و لینکش رو در وبلاگم قرار میدم

  7. شبنم می گوید:

    خطاب به جنگاور: ۱-همجنسگرایی غیر طبیعی نیست ۲-ویروس ایدز ساخت کارخونه همجنسگرایی نیست! ۳- ببینم، پس سیفلیس و سوزاک و ….هم لابد سزای خدا پرستان و سفید پوستان هست!

  8. جنگاور می گوید:

    ایدز محتملا هدیه ی همجنسبازی به جامعه ی انسانی است، اگر هم چنین نباشد در گسترش آن نقش عظیمی داشته “که در یک مقاله ی منصفانه باید به آن اشاره کرد”، این نقش هم جنبه ی فیزیکی دارد و هم از دیدگاه اخلاقی قابل برسی است. در کشور خود ما، ابتلا از تزریق دراگ با سرنگ آلوده با اختلاف بسیار بالایی رتبه ی اول را در شیوع ایدز دارد، در قاره ی “سیاه” که رتبه ی نخست ایدز در جهان را دارد این بیماری، از راه تجاوزات جنسی و به جان هم افتادن بی قید و اخلاق سیاهان دبنگ گسترش پیدا می کند، در آمریکا نیز سیاه پوستان رتبه ی اول ابتلا را دارند و هرجا فساد اخلاقی هست، ایدز هم هست. بطور کلی بیش از هر شخص دیگری کسانی در برابر خطر ابتلا به بیماریهای جنسی قرار دارند که روابط خود را “تحت” اخلاقیات قرار نداده اند، کوفت، سوزاک، قارچ و ایدز و.. وقتی به شما دسترسی پیدا می کنند که خود را در دسترسشان قرار بدهید. خیر آقایان! راهکار مقابله و پیشگیری از ایدز کاندوم نیست، بازگشت به معنویت، بستری کردن همجنسبازان، ترک اجباری معتادن و جلوگیری از ورود هرگونه لاشه ی سیاه به جوامع غیر سیاه است. همین!

  9. شبنم می گوید:

    خوب ، بی اطلاعی و نژاد پرستی با هم یک جا جمع هستن!

  10. كيوان می گوید:

    جمله كوتاه شبنم پاسخ كاملي بود به محملات جنگاور…
    از جانب خداوند سخن نگوييد لطفا … اينكه مي گويند دين افيون توده هاست از همينجا ناشي مي شود ديگر!
    او فقط خداي شما نيست. لا اقل او چون اين بندگانش به آفريده خويش نمي نگرد!
    من خدا را سپاس مي گويم كه اينچنين خلقم كرد تا بينشي كوته فكرانه و نژادپرستانه نداشته باشم چون جنگاوراني كه ستيز را بر مي گزينند به جاي محبت و عشقي كه خدا از نقطه آفرينش تا كنون و تا ابد نمايان كرده و مي كند!

  11. جنگاور می گوید:

    کیوان، خودتان را “خداپرست” جلوه ندهید! من به آفرینش(آنگونه که در کتاب مقدس آمده)دست بالا به عنوان یک داستان نمادگونه برای اعتقاد یهودیان دروان نزولش نگاه می کنم و برای منشا انسان و چیستی جوامع انسانی به تکامل داروینی نظر دارم. از این گذشته، اگر به نقش فعال خدا در زندگی روزمره هم باور داشته باشیم(و نگوییم او ما را به “اختیار” و “خرد” خویش سپرده تا با تعقل راه درست را برگزینیم)، باز حکم امثال شما بی کم و کاست “یا اصلاح یا مرگ” است! درباره ی ایدز هم که “شبنم” پاسخی نداد و بجای پرداختن به نوشته ام به من پرداخت، اگرنه آفریقا رتبه ی نخست ایدز در دنیا را ندارد؟ در ایران ایدز از راه سرنگ آلوده رتبه ی نخست ابتلا را ندارد؟ همجنسبازان و بطورکلی منحرفین و بیماران “آنال باز” بیش از هر گروه دیگری تحت تهدید ایدز نیستند؟ آیا برجسته ترین راه انتقال ویروس در آفریقای جنوبی “تجاوزات جنسی” نیست؟ آیا سال گذشته به بیش از پانزده هزار و سیصد زن سفید آمریکایی توسط لاشه های سیاه آفریقایی تجاوز جنسی نشده؟ آیا دو تئوری عمده درباره ی منشا ایدز بیشتر وجود دارد(یکی همجنسبازان و دیگری میمونهای آفریقایی!) .. آیا مدافعان همجنسبازی علتی بجز “غیر ارادی” بودن آنرا برای “طبیعی”(همسو با چرخه ی طبیعی روابط جنسی)نمایاندن آن، ارائه می دهند؟(مثل کسی که با 3 دست بدنیا آمده) پس بی اطلاع و ابله کیست که با زدن انگ و “مهملات” یک خطی، از دادن پاسخ می گریزد؟

    باز هم تکرار می کنم، ایدز مشکل “جامعه” نیست، دملی آویزان به “بخشی” از جامعه است که باید آنرا جراحی کرد. همجنسبازان، آنال بازان، خیانتکاران، زناکاران، تجاوزکاران، معتادین و سیاهان پخش کنندگان اصلی آن هستند و باید “جراحی” بشوند !

  12. ستاره می گوید:

    خطاب به کسی که می گوید “راهکار مقابله (با) و پیشگیری از ایدز بازگشت به معنویت است” می گویم: از مهمترین دستورهای دین “عدم نژاد پرستی” است. موضع خودت را روشن کن. اعتقاد داری خدا برای انسان های “بد” اینگونه عذاب می فرستد و خودت را از این دسته انسان های “بد” خارج می کنی، یا اینکه اقرار می کنی که تو هم به اوامر خداوند پشت پا زدی و آدم هایی را که رنگ پوستشان سیاه است “لاشه” خطاب کردی؟
    در ضمن بعضی مسائل هستند که به این راحتی که تو می گویی حل نمی شوند. نمی شود خیلی راحت جلوی اعتیاد و همجنس بازی و روابط نامشروع را گرفت، همان طور که نمی شود جلوی تفکر غرض آلوده و کفرآمیز و نژاد پرستانه تو را گرفت.
    اینترنت خوراک افرادی است که با هویت های مشخص نشده و بدون ایمیل آدرس نشانی می آیند و هر چه از دهانشان در می آید می گویند و مسئولیت حرفشان را بر عهده نمی گیرند.

  13. شبنم می گوید:

    آقا یا خانم جنگاور،
    شما درست می فرمایید و من به بحث ادامه ندادم، ولی دلیلش این بود که اون حد اقلی که برای ادامه این گفتگو لازم بود در شما ندیدم. به علاوه به نظر نمیاد که شما اصولا برای گفتگو اومده باشین، چون حکم خودتون رو از قبل صادر کردین!. جمله ای هم که نوشتم، جنبه انگ زدن نداره، کسی که اینطور حکم صادر می کنه و اینطور واقعیت رو تحریف میکنه، یا با غرض حرف می زنه، یا بی اطلاعه، من سعی کردم خوشبین باشم!

  14. سپیده می گوید:

    سلام به همگی . من امروز برای اولین بار بود که با این وبلاگ آشنا شدم . دوستان بحث کردن با هم بسیار خوبه ولی در صورتی که با منطق و درست و در راه مفیدی باشه که بتونی ازش یه نتیجه ی خوبی بدست بیاری . اما این طور صحبت کردن شما فقط شروع کننده یه جنگ بیخود حرفیه و هیچ نتیجه و پایان درستی غیر از توهین به هم همراه نداره پس بیایم وقتی که وقتمون و برای کاری میذاریم درست بزاریم هرچند ما همو نمیشناسیم ولی هرکس خودشو که خوب می شناسه . مگه نه ؟؟؟
    همگی موفق باشید

يك پاسخ برايش بگذاريد