<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: ایدز و اهمیت اعتراف به ناهنجاریها</title>
	<atom:link href="http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/</link>
	<description>نگاهی دیگر به مسائل اجتماعی و فرهنگی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 14 Nov 2009 05:04:16 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: تیزبین</title>
		<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-43</link>
		<dc:creator>تیزبین</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Dec 2006 01:11:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-43</guid>
		<description>سلام دوست عزیز محمد.  نوشته اید که این مسائل را در وبلاگتان مطرح خواهید کرد. چه خوب خواهد شد که بهرحال بحثی در باره حقوق همجنسگرایان راه بیفته و  فارغ از اینکه مردم این را قبول کنند یا نه ولی حداقل با شناخت و دلیل موضع بگیرند.  راستی آی کاش حداقل آدرس وبلاگت را میدادی که سر بزنیم و   بخوانیم.
در مورد درک پدیده همجنسگرایی من بجای جواب دادن در بخش کامنت ها در آینده سعی میکنم  مطلبی در باره گرایش جنسی انسان از جمله همجنسگرایی بنویسم.  در ایمیل خصوصی که برایتان فرستادم هم پیشنهاد کرده بودم که حداقل مجلات همجنسگرایان را بخوانید و ببینید که آنها چی میگن. همینجا هم پیشنهادم را تکرار می کنم.
تیزبین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیز محمد.  نوشته اید که این مسائل را در وبلاگتان مطرح خواهید کرد. چه خوب خواهد شد که بهرحال بحثی در باره حقوق همجنسگرایان راه بیفته و  فارغ از اینکه مردم این را قبول کنند یا نه ولی حداقل با شناخت و دلیل موضع بگیرند.  راستی آی کاش حداقل آدرس وبلاگت را میدادی که سر بزنیم و   بخوانیم.<br />
در مورد درک پدیده همجنسگرایی من بجای جواب دادن در بخش کامنت ها در آینده سعی میکنم  مطلبی در باره گرایش جنسی انسان از جمله همجنسگرایی بنویسم.  در ایمیل خصوصی که برایتان فرستادم هم پیشنهاد کرده بودم که حداقل مجلات همجنسگرایان را بخوانید و ببینید که آنها چی میگن. همینجا هم پیشنهادم را تکرار می کنم.<br />
تیزبین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: كيوان</title>
		<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-42</link>
		<dc:creator>كيوان</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 08:46:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-42</guid>
		<description>اينقدر عصبيم كرد كه به جاي گاليله نوشتم گاليور!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اينقدر عصبيم كرد كه به جاي گاليله نوشتم گاليور!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: كيوان</title>
		<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-41</link>
		<dc:creator>كيوان</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 08:45:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-41</guid>
		<description>خيلي ممنون از بابت مقاله و ديد بازي كه به مساله داريد.
سخني با آقاي محمد بعنوان نماينده يك تفكر عامي در كشور ما دارم.
موضوع همينست ...شما هنوز تفاوت ها را نمي دانيد..نميدانيد تفاوت يك همجنسگرا را با يك آدم هوس باز...نمي دانيد تفاوت گرايش جنسي را با اصطلاحات كوچه بازاري ابنه اي!
به نكته اساسي اشاره كرديد :&quot;...اينقدر مي دانم كه وقتي غالب مردم دنيا اين را بد مي دانند و هنوز به رسميت نشناجته اند چرا ما بايد اينقدر براي آنها سينه چاك بدهيم &quot; !!!
اولا برعكس آنكه ميدانيد بايد بدانيد كه مردم دنيا همجنسگرايي را نه تنها به رسميت مي شناسند كه برخورد عقلاني و متفكرانه با اين مساله دارند..اينجا ايران است! همان جزيره متروك و دور افتاده از جامعه جهاني!
دوما اين جمله شما مرا به ياد گاليله انداخت..زماني كه مردم دنيا فكر مي كردند زمين تخت است و او بر لب زمزمه مي كرد كه زمين گرد است...آيا ملاك دانست و باور كردنتان آنست كه دنيا اين را بد ميداند؟!...متاسفم!
ما احتياجي به سينه چاك دادنتان نداريم...تنها منت گذاريد تا زمانيكه آگاهي و اشراف به درك چنين موضوعي را نداريد از قضاوت خودداري كنيد...زماني خواهد رسيد كه بدانيد زمين واقعا گرد است!
تعبيرتان را از آزاري چون سگار دودكردنتان در رستورا با مقوله همجنسگرايي را نيز خواندم ! نمي دانم واقعا مي توان همجنگرايي را كه 2 نفر به يكديگر گرايش دارند . دوست داشتن را و لذت بردن 2 تن از خود را به آزاري كه 1 نفر به جامعه مي دهد مقايسه كرد؟!! متوسل شدن به هر ابزاري براي نشان دادن اينكه همجنسگرايي يك آزار اجتماعي است؟!؟!؟!
نه آقا....ما تحت تاثير نوشته ها نيستيم...فرويد و داروين و ...كساني بودند كه تفكراتشان را اعلام مي كردند...درست و غلطش در طول زمان اثبات خواهد شد...ما بر طبق نوشته ها زندگي نمي كنيم...ما بر طبق وجود حقيقي و دروني خود زنده ايم...اين را بفهميد...اين شما هستيد كه خود را غرق در تفكرات غلط و سنتي گرفتار كرده ايئ..هرگاه خود را آزاد نموديد..خواهيد فهميد كه جريان زندگي با آنچه شما مي خواهد جاري شود تفاوتي عظيم دارد.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خيلي ممنون از بابت مقاله و ديد بازي كه به مساله داريد.<br />
سخني با آقاي محمد بعنوان نماينده يك تفكر عامي در كشور ما دارم.<br />
موضوع همينست &#8230;شما هنوز تفاوت ها را نمي دانيد..نميدانيد تفاوت يك همجنسگرا را با يك آدم هوس باز&#8230;نمي دانيد تفاوت گرايش جنسي را با اصطلاحات كوچه بازاري ابنه اي!<br />
به نكته اساسي اشاره كرديد :&#8221;&#8230;اينقدر مي دانم كه وقتي غالب مردم دنيا اين را بد مي دانند و هنوز به رسميت نشناجته اند چرا ما بايد اينقدر براي آنها سينه چاك بدهيم &#8221; !!!<br />
اولا برعكس آنكه ميدانيد بايد بدانيد كه مردم دنيا همجنسگرايي را نه تنها به رسميت مي شناسند كه برخورد عقلاني و متفكرانه با اين مساله دارند..اينجا ايران است! همان جزيره متروك و دور افتاده از جامعه جهاني!<br />
دوما اين جمله شما مرا به ياد گاليله انداخت..زماني كه مردم دنيا فكر مي كردند زمين تخت است و او بر لب زمزمه مي كرد كه زمين گرد است&#8230;آيا ملاك دانست و باور كردنتان آنست كه دنيا اين را بد ميداند؟!&#8230;متاسفم!<br />
ما احتياجي به سينه چاك دادنتان نداريم&#8230;تنها منت گذاريد تا زمانيكه آگاهي و اشراف به درك چنين موضوعي را نداريد از قضاوت خودداري كنيد&#8230;زماني خواهد رسيد كه بدانيد زمين واقعا گرد است!<br />
تعبيرتان را از آزاري چون سگار دودكردنتان در رستورا با مقوله همجنسگرايي را نيز خواندم ! نمي دانم واقعا مي توان همجنگرايي را كه 2 نفر به يكديگر گرايش دارند . دوست داشتن را و لذت بردن 2 تن از خود را به آزاري كه 1 نفر به جامعه مي دهد مقايسه كرد؟!! متوسل شدن به هر ابزاري براي نشان دادن اينكه همجنسگرايي يك آزار اجتماعي است؟!؟!؟!<br />
نه آقا&#8230;.ما تحت تاثير نوشته ها نيستيم&#8230;فرويد و داروين و &#8230;كساني بودند كه تفكراتشان را اعلام مي كردند&#8230;درست و غلطش در طول زمان اثبات خواهد شد&#8230;ما بر طبق نوشته ها زندگي نمي كنيم&#8230;ما بر طبق وجود حقيقي و دروني خود زنده ايم&#8230;اين را بفهميد&#8230;اين شما هستيد كه خود را غرق در تفكرات غلط و سنتي گرفتار كرده ايئ..هرگاه خود را آزاد نموديد..خواهيد فهميد كه جريان زندگي با آنچه شما مي خواهد جاري شود تفاوتي عظيم دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-40</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 00:23:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-40</guid>
		<description>سلام دوست عزيز

من با اينكه در مورد بسياري از ناهنجاريهاي رايج در جامعه معترضم ودر وبلاگم سعي در زدودن آنها دارم و يا بسياري رياكاري ها و خود سانسوريهاي جامعه را مخل امنيت رواني جامعه مي دانم ولي به صراحت بگويم كه در مورد همجنسگرايي هنوز نمي توانم با شما همدلي كنم با اينكه جزوه ارسالي شما را در مورد آنان خواندم ولي چيزي به باورها و اطلاعاتم نيفزود و چرا ها هنوز به جاي خود باقي است 

شما اصلي ترين محور گفتارتان  تكيه بر علم و اصول علمي در زمينه همجنسگرايي است ولي من نمي دانم شما چرا اصول علمي را اينقدر محرز گرفته ايد مگر اين اصول يافته هاي انسانهايي مثل فرويد نيستند مگر اينها وحي منزل هستند بخصوص در علوم انساني كه هيچ مبناي قطعي و رياضي ندارند همه بر اساس تجربيات ناقص افراد بنا شده اند مثل رياضي و علوم مخض نيستند كه تخلف پذير نباشند چرا بايد اينقدر در اين مورد مانور بي جا بدهيم 

ثانيا شما دومين محور سخنتان اين است كه بايد همجنسگرايان در جامعه احساس امنيت رواني كنند من شايد درك نكنم كه تفاوت يك ابنه اي با همجنسگرا و هموسكچوال چيست ولي اينقدر مي دانم كه وقتي غالب مردم دنيا اين را بد مي دانند و هنوز به رسميت نشناجته اند چرا ما بايد اينقدر براي آنها سينه چاك بدهيم  مي گوييد همجنسگرايي يك تما يل طبيعي انسان است و بايد به رسميت شناخت من از شما مي پرسم مگر حس همسر آزاري يا ساديسم داشتن يك تمايل طبيعي در بعضي انسانها نيست چرا آنها را و عملشان را نبايد به رسميت بشناسيم
شايد من تمايل داشته باشم در رستوراني كه همه نشسته اند پشت ير هم سيگار دود كنم و مشام همه را بيازارم چرا در آنجا به من اين حق طبيعي را قايل نيستيد نا هنجاري ناهنجاري است چه فرقي مي كند آزار ديگران باشد يا همجنسگرايي . نكند شما فكر مي كنيد چون روانشناسان و فرويد عقيده داشته كه همجنسگرايي يك ميل طبييعي است همه بايد به آن گردن بنهند و سمعا و طاعه آن را بپذيرند اين چه منطقي است من نميدانم شايد من اطلاعاتم كم است
 يا شايد چون داروين معتقد بوده انسان از نسل ميمون است همه بايد بپذيرند كه ما همه از نسل ميمون هستيم در حالي كه اين هم نظريه علمي است ولي چقدر بر اين نظريه خدشه وارد كرده اند

مگر هر كس هر چيزي كه تمايل طبيعي اش بود دليل بر حقانيت آن چيز است اين چه منطقي است كه شما داريد بر آن پا فشاري مي كنيد؟
 به هر حال مطلب زياد است و در اين مقال نمي گنجد ولي من در وبلاگم در اين خصوص خواهم نوشت كه هر چيزي كه انسانها دوست دارند دليل بر حجيت آن چيز نميشود 

ديگر آنكه شما معتقديد ما رقص را سبكسري و جلف بودن و مخالف شان اخلاقي انسان مي دانيم هر چند تا حدودي در اين خصوص با شما موافقم كه ما زيادي محدود كرده ايم ولي آيا مگر نه اين است كه پايبندي به اين اصول و عرفيات و اخلاقيات از آثار انسانهاي متمدن است مگر غار نشينان به اصول اخلاقي و اجتماعي پايبند بودند قطعا خير و انسانها به مرور زمان كه متمدن تر شدند چيز هايي را به عنوان شوونات پذيرفتند پس اگر ما رقص را سبكسري مي دانيم به خاطر اين است كه از غار نشيني بيرون آمده ايم و الا اين غار نشينان هستند كه نه با قاشق چنگال غذا مي خورند و نه به اخلاقيات و غيره معتقدند آيا مرز بين اخلاق پسنديده را چه كسي تعيين مي كند آنكه خوب مي رقصد يا آنكه بلد نيست برقصد مرز بين خوب و بد بودن همجنسگرايي را چه كسي تعيين مي كند فرويد يا جامعه متمدن و مذهبي يل غار نشينان يا.....؟

پس دوست عزيز گاهي يك طرفه به قاضي مي رويد و عقايد خودتان را بخاطر حب نفس طبيعي
جزو اصول مسلم بشريت و اخلاق و علم وغيره مي پنداريد 

زياده عرضي نيست باقي بقايت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزيز</p>
<p>من با اينكه در مورد بسياري از ناهنجاريهاي رايج در جامعه معترضم ودر وبلاگم سعي در زدودن آنها دارم و يا بسياري رياكاري ها و خود سانسوريهاي جامعه را مخل امنيت رواني جامعه مي دانم ولي به صراحت بگويم كه در مورد همجنسگرايي هنوز نمي توانم با شما همدلي كنم با اينكه جزوه ارسالي شما را در مورد آنان خواندم ولي چيزي به باورها و اطلاعاتم نيفزود و چرا ها هنوز به جاي خود باقي است </p>
<p>شما اصلي ترين محور گفتارتان  تكيه بر علم و اصول علمي در زمينه همجنسگرايي است ولي من نمي دانم شما چرا اصول علمي را اينقدر محرز گرفته ايد مگر اين اصول يافته هاي انسانهايي مثل فرويد نيستند مگر اينها وحي منزل هستند بخصوص در علوم انساني كه هيچ مبناي قطعي و رياضي ندارند همه بر اساس تجربيات ناقص افراد بنا شده اند مثل رياضي و علوم مخض نيستند كه تخلف پذير نباشند چرا بايد اينقدر در اين مورد مانور بي جا بدهيم </p>
<p>ثانيا شما دومين محور سخنتان اين است كه بايد همجنسگرايان در جامعه احساس امنيت رواني كنند من شايد درك نكنم كه تفاوت يك ابنه اي با همجنسگرا و هموسكچوال چيست ولي اينقدر مي دانم كه وقتي غالب مردم دنيا اين را بد مي دانند و هنوز به رسميت نشناجته اند چرا ما بايد اينقدر براي آنها سينه چاك بدهيم  مي گوييد همجنسگرايي يك تما يل طبيعي انسان است و بايد به رسميت شناخت من از شما مي پرسم مگر حس همسر آزاري يا ساديسم داشتن يك تمايل طبيعي در بعضي انسانها نيست چرا آنها را و عملشان را نبايد به رسميت بشناسيم<br />
شايد من تمايل داشته باشم در رستوراني كه همه نشسته اند پشت ير هم سيگار دود كنم و مشام همه را بيازارم چرا در آنجا به من اين حق طبيعي را قايل نيستيد نا هنجاري ناهنجاري است چه فرقي مي كند آزار ديگران باشد يا همجنسگرايي . نكند شما فكر مي كنيد چون روانشناسان و فرويد عقيده داشته كه همجنسگرايي يك ميل طبييعي است همه بايد به آن گردن بنهند و سمعا و طاعه آن را بپذيرند اين چه منطقي است من نميدانم شايد من اطلاعاتم كم است<br />
 يا شايد چون داروين معتقد بوده انسان از نسل ميمون است همه بايد بپذيرند كه ما همه از نسل ميمون هستيم در حالي كه اين هم نظريه علمي است ولي چقدر بر اين نظريه خدشه وارد كرده اند</p>
<p>مگر هر كس هر چيزي كه تمايل طبيعي اش بود دليل بر حقانيت آن چيز است اين چه منطقي است كه شما داريد بر آن پا فشاري مي كنيد؟<br />
 به هر حال مطلب زياد است و در اين مقال نمي گنجد ولي من در وبلاگم در اين خصوص خواهم نوشت كه هر چيزي كه انسانها دوست دارند دليل بر حجيت آن چيز نميشود </p>
<p>ديگر آنكه شما معتقديد ما رقص را سبكسري و جلف بودن و مخالف شان اخلاقي انسان مي دانيم هر چند تا حدودي در اين خصوص با شما موافقم كه ما زيادي محدود كرده ايم ولي آيا مگر نه اين است كه پايبندي به اين اصول و عرفيات و اخلاقيات از آثار انسانهاي متمدن است مگر غار نشينان به اصول اخلاقي و اجتماعي پايبند بودند قطعا خير و انسانها به مرور زمان كه متمدن تر شدند چيز هايي را به عنوان شوونات پذيرفتند پس اگر ما رقص را سبكسري مي دانيم به خاطر اين است كه از غار نشيني بيرون آمده ايم و الا اين غار نشينان هستند كه نه با قاشق چنگال غذا مي خورند و نه به اخلاقيات و غيره معتقدند آيا مرز بين اخلاق پسنديده را چه كسي تعيين مي كند آنكه خوب مي رقصد يا آنكه بلد نيست برقصد مرز بين خوب و بد بودن همجنسگرايي را چه كسي تعيين مي كند فرويد يا جامعه متمدن و مذهبي يل غار نشينان يا&#8230;..؟</p>
<p>پس دوست عزيز گاهي يك طرفه به قاضي مي رويد و عقايد خودتان را بخاطر حب نفس طبيعي<br />
جزو اصول مسلم بشريت و اخلاق و علم وغيره مي پنداريد </p>
<p>زياده عرضي نيست باقي بقايت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: miniroom</title>
		<link>http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-39</link>
		<dc:creator>miniroom</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 00:09:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tizbin.wordpress.com/2006/11/30/%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#comment-39</guid>
		<description>مرسی بخاطر اطلاع رسانی دقیقتون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مرسی بخاطر اطلاع رسانی دقیقتون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
